چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

یا؛ و اما هیچ، یک کلمه هم …

آبی ماورای بحار

شهریار مندنی پور

نشر مرکز / تهران، ۱۳۸۲، چاپ اول / ۲۰۶ صفحه / ۱۸۵۰ تومان

نه اینکه کتاب خوبی نباشد! اتفاقن کتاب خوبی است یعنی از آن نوع کتاب هایی است که من دوست می دارم با نثری زیبا که برای من زیادی مهم است این موضوع! منتها، خواندنش طلسم شده است در همین صفحۀ ۱۵۹! شاید بس که تلقین کرده ام به خودم که کتاب سیاسی است این طوری شده ام. آخر به سیاست حساسیت عجیبی دارم! اما، … درست است که داستان های این کتاب دربارۀ ۱۱ سپتامبر است و فرو ریختن آن برج دوقلو منتها، سیاسی نیست. داستان های کتاب روایت زندگی آدم هایی است که در آن روز خاص، در آن برج خاص حضور دارند و بعد کشته می شوند. خیلی هم اجتماعی است نگاه نویسنده اش که من دوست می دارم. آن جذابیت متن هم هست ولی خب، طلسم شده است! از دیروز هر کاری کردم دست و دلم به خواندنش نرفت که نرفت! بی خیالش می شوم شاید وقتی دیگر خواندمش.

من حالا فهمیده ام که ازاین کلمه هایی که خوش خیالند، که زر رویابافی می زنند، که پس بی عرضه اند، کاری بر نمی آید. شاید باید یک کاری باید کرد را، شاید دنیا یادش بیاید که یادش رفته را، یک کاری بکنیم. ص ۶۳

وقتی رسیدی، زانو می زنم جلو پایت، تا سایه ات را بخوانم، و هر چه باشد فال سایه ات، مثل کلمه های عمودی جدول است که بودنِ حرف هایشان اگر از توی دل خودشان هست، از توی دل کلمه های افقی هم هست، و بر عکس.ص ۸۲ و ۸۳

امروز انگار آن شاید وقتی دیگر برای خواندن این کتاب بود. همیشه، این فضای خالی بین تهران و کرج بهترین فرصت است برای انجام کارهایی از این دست؛ کتاب خوانی و خیالبافی و حرافی با دیگرانی که نمی شناسم آنها را! داستان خواندن آبی ماواری بحار تمام شده به سلامتی!

چیزها و اتفاق ها، فریبکارانه می توانند خودشان را ساده نشان بدهند چون که جلو چشم هستند، ولی در حقیقت، خیلی مرموز، خیلی لخت پیچیده هستند… ص ۳۶

کابوس قرار نمی گذارد و در نمی زند. و کابوس اگر از در و دیوار دوست نداشته باشد، با قطره ای از شیر آشپزخانه چکه می کند به خانه؛ و حلول که کرد به خانه، متصرف نمی داند خودش را، که برگشته است به ملک متروکش، با نگاهی مرموز به اندیشه ها ونقشه های خاموش گذشته ای دور؛ خیلی شبیه به بازگشت به بلندی های بادگیر … ص ۱۹۴

+ نقد و تحلیل آبی ماواری بحار؛ عدالت مرگ و سوگ‌نوشته‌های فاجعه

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. امین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    اگه میگی کتاب خوبیه یه پیشنهاد برای خوندنش دارم…

    بیست صفحه بعد از صفحه ۱۵۹ رو باز کن ( ۱۵۹+۲۰=۱۷۹ ) .
    بخونش…
    خوشت میاد…
    اونوقت کنجکاو میشی برگردی ببینی توی این ۲۰ صفحه چی گفته…

    به منم سر بزنی نارحت نمیشی…

  2. راد در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    شما که زحمت کشیدین همه کتاب رو مینوشتین ملت استفاده کنند

دیدگاه خود را ارسال کنید