چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

یا؛ همه اش آن چیزی نبود که پیدا بود …

قسمت دیگران

قسمت دیگران

جعفر مدرس صادقی

نشر مرکز، تهران، ۱۳۸۴ / چاپ اول ویرایش دوم/ ۱۶۰ صفحه/ ۱۶۰۰ تومان

از دستۀ کتاب های طلسم شده بود این کتاب! که قسمت نمی شد تمام کردن آن. سه داستانِ باقی مانده از آن هفت داستان را بالاخره خواندم تا پروندۀ قسمت دیگران هم بسته شود حالا که بیشتر از دو ماه است … اوووووووه! عمر چه زود می گذرد! یادم هست وقتی شروع کرده بودم خواندنش را، در آن وبلاگ سابق نوشته بودم و سارا کامنت گذاشته بود که …

باید داستان های بیشتری بخوانم از جعفر مدرس صادقی!

یادداشت نویسنده در ته کتاب را دوست داشتم؛ زیاد.

نویسندۀ این داستان ها به ریزه کاری و جزئیات اهمیتِ زیادی می دهد و فکر می کند همۀ این چیزها در ساختنِ داستان مشارکت دارند و سهمِ هیچ کدام را نباید دستِ کم گرفت. این نویسنده هیچ اعتقادی به ابلاغِ پیام و سخن پراکنی ندارد و وسیله کردنِ داستان را برای تحمیلِ معلوماتِ فلسفی و سیاسی به خواننده بی حُرمتی و اسائۀ ادب به ساحتِ مقدسِ داستان می داند. او به این قالب ادبی عشقِ عجیبی دارد و خیال می کند همه چی در جهان به این دلیل وجود دارد و هر حادثه ای به این دلیل اتفاق می افتد که روزی توی این قالب خودش را به ثبت برساند. او خیال می کند همۀ جهان و هر حادثه ای که که در جهان اتفاق می افتد موادِ خام و مصالحِ کارِ داستان نویس است و هر چیزی را که  در دنیا وجود دارد به همین صورت می بیند. اما او هم، مثلِ هر نویسندۀ دیگری، از زاویۀ خودش به جهان نگاه می کند و فقط از جهانی که خودش می بیند خبر دارد و فقط از همان زاویه می نویسد و فقط با همان آدم ها و با همان چیزهایی که خودش می شناسد سر و کار دارد. اگر این طور باشد) که این نویسنده خیال می کند همین طور هم هست)، هیچ نویسنده ای، هر جای دنیا که باشد، لازم نیست که هیچ وقت به دنبالِ موضوع بگردد. هر اتفاقی و هر آدمی و هر چیزی که بر سر راهش قرار بگیرد می تواند موضوع داستان باشد، به شرطِ این که در محدودۀ شناختِ نویسنده باشد و به آن دلبستگی و تعلقِ خاطر داشته باشد. از یادداشت پایانی نویسنده

+ دربارۀ جعفر مدرس صادقی 

۵ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. شیرین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ما دو راه بیشتر در پیش نداریم: اگر می‏خواهیم به موازین فرهنگی خویش وفادار بمانیم، باید قید برابری و عدالت اجتماعی و آزادی را بزنیم و اگر به دنبال دست‏یابی به جامعه‏ای با عدالت اجتماعی، برابری و آزادی هستیم باید بسیاری از قوانین و آداب و عادات فرهنگی خویش را کنار گذاشته و یا شدیداً تعدیل کنیم. جهان بسرعت در حال پیشرفت است و ما همچنان در اسارت ویژگیهای اخلاقی خویش آرزوی دموکراسی در سر می پرورانیم و از این مهم غافلیم که بزرگترین مانع در راه دموکراسی خود ما هستیم و بس. بیاییم با درک آنچه که بر سر ما و فرهنگ ما رفته است و با تلاش در اصلاح خویش راه خروجی از این دایره بسته به بیرون باز کنیم……نمیدونم چرا ؟
    اما ما حتی از شرکت در یک نظر سنجی ساده وحشت داریم

  2. www.chatkia.com در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام خوبین این بزرگترین سیستم چت فارسی ایران هست حتما سر بزنید

    http://www.chatkia.com بهترین و قویترین چت روم در ایران همه و همه درwww.chatkia.com

    http://www.chatkia.com http://www.chatkia.com

  3. نگاه خیس در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

  4. artemis در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    _____*#######*
    ___*##########*
    __*##############
    __################
    _##################_________*####*
    __##################_____*##########
    __##################___*#############
    ___#################*_###############
    ____#################################
    ______###########..سلام..###############
    _______#############################
    ________###########################
    __________### وبلاگ زیبایی داری……….######
    ___________####موفق و پیروز باشی…..#####
    ____________#### به منم سر بزن ######
    _____________#################
    ______________###############
    _______________###…بای…#####
    ________________##########
    _________________########
    __________________######
    __________________####
    __________________###
    __________________#

  5. سارا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    اکثر نوشته های مدرس صادقی رو دوست دارم. از همه بیشتر "گاوخونی" و تقریبا بیشتر از اکثر قصه های دنیا "گاوخونی"….

دیدگاه خود را ارسال کنید