چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

  • اسفار کاتبان

سه ساعت و شاید کمی بیشتر طول کشید تا جملاتی را که نشان کرده بودم بنویسم توی دفتر با خودکار. آنقدر دوست دارم داستان و نثر کتاب را، که اگر وقت کافی داشتم یک بار از همهء متن این روایت رونویسی می کردم؛ بس که زیباست. معرکه است اصلن.

خواندنش پیشنهاد دوستی بزرگوار بود. داشتم تعریف می کردم ماجرای این داستان را برای ایشان که مرا گفتش: “اینا چیه می خونی تو؟! برو کتابای عاشقانه بخون دست کم” من خنده ام گرفت. خندیدم. یاد حرف استاد آمارمان افتادم که گفته بود دلباختگی ِ کریستین بوبن را بخوانم و من، در آن وقت هم خندیده و گفته بودم: ” من بدون داستان های دلباختگی و دلدادگی هم الکی عاشق رفته ام به شدت! وای به روزی که … ”

این کتاب در سال ۱۳۸۰ از طرف پکا به عنوان بهترین رمان سال ۷۹ برگزیده شد و جایزه مهرگان را بُرده و در سال ۸۳ به چاپ چهارم رسیده است.

اسفار کاتبان 

 

 

 

 

اسفار کاتبان / ابوتراب خسروی/ تهران/ نشر آگه، نشر قصه/ چاپ چهارم ۱۳۸۳/ ۱۹۰ صفحه/ ۱۵۰۰ تومان

 

 

+ ادبیات‌ ما باید متصل‌ به گذشته‌ باشد (‌‌گفت‌‌وگوی رادیو زمانه با ابوتراب‌ خسروی، نویسنده‌)

+ یادداشت زهره مرتجی در کتاب نیوز

+ دربارهء ابوتراب خسروی و اسفار کاتبان در ویکی پدیا

+ عکس

۶ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. مهتاب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    می خوانیم

  2. عادله در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    شما چه کتابهای مهمی می خونید خانوم .

  3. حجم سبز در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    میدونی چیه؟احساسم بهم میگه توی کتابخونه کار میکنی.آخه همیشه در حال معرفی کتاب هستی.اونم نه یکی دوتا بلکه چند تا. خوشم اومد.

  4. ویان در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    کتاب فوق العاده ایه 🙂

  5. از محاسن تنهایی … « چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۰۷/۱۳ گفت:

    […] اسفار کاتبان، ص ۶۶ […]

  6. آن کلمه‌ی مشئوم « چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۰۷/۱۵ گفت:

    […] اسفار کاتبان، ص ۹۴ […]

  1. 2 بازتاب

  2. مهر ۱۳, ۱۳۸۷: از محاسن تنهایی … « چهار ستاره مانده به صبح
  3. مهر ۱۵, ۱۳۸۷: آن کلمه‌ی مشئوم « چهار ستاره مانده به صبح

دیدگاه خود را ارسال کنید