چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

 

 

·          پنج نفری که در بهشت ملاقات می‌کنید

 

 

اصلن اینکه چه شد، نشد من این کتاب را خریدم خودش هم داستانی دارد گفتنی، نوشتنی که بماند … به قول آن یادداشتِ پشتِ جلد کتاب، در این رُمان رازی سر به مُهر نهفته است.  از همان وقت که داستان آن ایمیل را خواندم هی یاد همۀ آدمهایی افتاده ام که در زندگی من (بهتر/ بدتر شدن آن) نقش داشته اند و هی یاد این کتاب … دست آخر دوباره نشستم به خواندنش … بس که دوست می دارم این داستان را … هی با خودم فکر می کنم آن پنج نفر کدام اند که در بهشت (گیرم حتا جهنم!) منتظر من هستند …

 

«اِدی» تعمیرکار ماشین های بازی در یک پارک است و زندگی اش در کار، تنهایی و حسرت خلاصه می شود. تا اینکه در هشتاد و سومین سالروز تولدش، زمانی که می خواهد زندگی یک دخترکوچولوی در حال مرگ را نجات بدهد، می میرد و  در بهشت چشم باز می کند. در آنجا پنج نفر از کسانی که آنها را می شناخته و قبل از او مُرده بودند، رازهای زندگی را برایش فاش می کنند؛ « این که هیچ چیز تحت اختیار تو نیست. این که همۀ ما به هم مربوطیم. این که تو نمی توانی زندگی فردی ات را از دیگران جدا کنی. همان طور که یک نسیم جزیی از باد است.» ص ۴۴

 

« زندگی هیچ وقت بیهوده نمی گذرد، فقط زمانی که به خودمان تنها فکر می کنیم، بی معنا و بیهوده می گذرد.» ص ۴۵

 

«گاهی وقتی که از چیز باارزشی می گذری و آن را فدای چیز بزرگ تری می کنی، در واقع آن را از دست نمی دهی، بلکه آن را به  دیگری منتقل می کنی». ص ۷۹

 

« همۀ چیزهایی که قبل از به دنیا آمدن تو اتفاق می افتند، همیشه در زندگی تو نقش خواهند داشت. و آدم هایی که قبل از تو بوده اند هم، به نوعی در زندگی ات تأثیر خواهند داشت.

ما هر روز به جاهایی می رویم که هرگز نبوده ایم، اگر نه برای آنهایی که پیش از ما بوده اند. به محل کارمان، جایی که زمان زیادی را در آن جا گذرانده ایم اغلب این فکر را می کنیم که آنها از اول با ما بوده اند. و این حقیقت ندارد». ص ۱۰۱

 

 

پ. ن مرتبط )؛ اصلن کسی حواسش نیست من مدتهاست کتاب نخوانده ام!!! کتاب نخریده ام!!! مریضم لابُد! شایدم فقیرم این روزها و ممکن است هیچ کدام! 

پ. ن نامرتبط )؛  یه آدم بی نام پای این یادداشت فروغ کامنت گذاشته، تشخیص داده که فروغ به اختلال دوقطبی دچار شده است. دارم فکر می کنم گاهی چقدر حماقتِ آدما زیاد است. از روی همین نوشته ها، حرفای بی لحن و صدا قضاوت می کنیم دربارۀ همدیگه! حتا روانپزشکا و روانشناسای محترم هم، با وجود مشاوره و روان کاوی های زیاد هیچ وقت نمی تونن به این راحتی برچسب بیماری و اختلال بزنند به مراجعان خودشون.

 

  

 پنج نفری که در بهشت ملاقات می کنید 

 

 

میچ آلبوم/ ترجمه مژگان حسن زاده/ انتشارات جیحون/ چاپ اول ۱۳۸۴ / قیمت ۲۰۰۰ تومان/ ۱۶۰ صفحه

۶ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. مسلمان ایرانی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام.وبلاگ جالبی داری.معرفی کتاب هم کار جالبیه

    برخی دشمنان اسلام سعی میکنند با استفاده از محیط باز و آزاد اینترنت جوانان را به و بسایتهای سراسر دروغ خود بکشانند و آنها را به عناوین مختلف از اسلام منحرف سازند. من در وبلاگم سعی کرده ام قدری با این روند مقابله کنم.دوست داشتی به من یه سر بزن.

    به امید ظهور

  2. مهیار ماهان در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    شاهکار دیگری از نیروی انتظامی
    فیلم را از اینجا دانلود کنید http://www.iranianuk.com/article.php?id=22720

    اگرنتونستید"از اینجا دانلود کنید http://mahyaremahan.blogfa.com/
    این فیلم بر روی بیاری از سایتهای خبری قرار گرفته و ترکونده

  3. متین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام به شما دوستان عزیز وبلاگ جدید در زمینه معرفی هر چه بیشتر استاد فتاح به روز شد
    و منتظر حضور شما دوستان عزیز در وبلاگ با استاد هستیم

  4. علی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    خوانده ام …

  5. علی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    این دشمنان اسلام کجا هستند که ما غیر پارانوئیدی ها نمیبینیمشان؟!


    چهار ستاره مانده به صبح؛
    خب اشکال از ماست که هنوز این اختلال هایمان کار نمی کند گویا

  6. سارا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    به خدا من حواسم بود تو دیگه از کتبا های نمی نویسی!!!

دیدگاه خود را ارسال کنید