چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

چه کسی امیر را کشت؟

این مهدی کرم پور ادعا ندارد اگر می نویسد: سینمایی را که من دنبال می‌کنم یک سینمای مستقل، متفاوت و معترض است. سینمایی که علاوه بر سرگرم کردن مخاطبانش، توان آگاهی‌سازی را هم داشته باشد. حقیقت همین است که حضرت آقا می گوید به جانِ خودم اصلن! حالا هی من افسوس و آه که چرا به جای توفیق اجباری“،  چه کسی امیر را کشت؟ را زمانی ندیدم که اکران داشت و … قسمت ما به نسخۀ ویدئویی فیلم بود و چقدر توی دلم فحش دادم به آن مردم نمی‌دانم چه و چه که موقع اکران فیلم اعتراض کرده بودند به این اثر درخشان و عینهو واقعن مردمای ؟ رفته بودن گیشه تا پول بلیط شان را پس بگیرند  … ووو …

در این فیلم کلی از ستاره های سینما (معرف حضورتون هستن حتمن با اون پوستر) جمع شدن دور هم تا کابوسی رو روایت کنن که ذاتی زندگی ما شده انگار … قربانی شدن همه چی برای خاطر مصلحت شخصی! دروغ، تظاهر، خیانت، تهمت … ووو … حتا قتل! 

داستان از این قراره که یه بنده خدایی انگار بر اثر سانحۀ اتومبیل کشته شده که مشکوک به قتل عمد به نظر می رسد تصادفش گویا. بعدش، همسرش، منشی اش، دوستش، دختر خوانده اش، شریکش، روان کاوش و عاشق ِ خواهرش و … شروع می کنند به ذکر خصائل مثبت این بشر … می گن … می گن … هی می گن تا اینکه، نقابِ ظاهری ور می افته و مشخص می‌شه که هر کدوم از اینابا اون بنده خدای مرحوم یه پدر کشتگی درست و درمون داشتن در اصل … ووو … پلیسی اش اینکه، انگیزۀ کافی رو داشتن برای قتل!

فیلم کلی ویژگی خاص دارد؛ یه خصلت بارزش که زیادی مسحور می کند آدم را، مونولوگ های وحشتناک قشنگِ متنوع اش است که به نمایندگی از تمام اقشار موجود در جامعه یکی هست تا آدم جای خالی کسی را حس نکند در این میان؛ زن تحصیلکردۀ فرنگ زدۀ فلان شده، دختر نسل سومی، لمپن بازاری، خاله زنک صیغه ای، روشنفکر دپرسِ عاشق پیشه … ووو … حالا بگذریم از اینکه آن الناز شاکر دوست رو اعصاب آدم راه می رود هی و خسرو شکیبایی فوق العاده است با آتیلا پسیانی همچنین.

سکانس پایانی هم … ای ..  ای دل نامراد … یکی از آرزوهای من است … ای .. ای .. ای …

 

؟ = یعنی فحش

عکس

۴ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. هومن - گندم در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ستار ه است را دیدم اینم میریم ببینم
    مرسی

  2. علی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ببینید من این فیلم رو با دوستم رفتم ،موقع اکرانم بود رفتیم سینما آفریقا، موقع رفتنم بلیط رو نه پس گرفتیم و نه هیچ اعتراضی کردیم! ولی اینو واقعیت میگم ،حالم از این فیلم بهم خورد! احساس کردیم یکی بازیمون داده! درسته این یه فیلم معنا گرایانه و احتمالا به قول شما فوق العاده بود ولی اینو حداقل باید تو تبلیغاتش یه جوری به ملت می گفتند که این فیلم اینجوریه… که آقا با خانواده و بچه های کوچکش نره، اونوقت این اعتراض ها راه بیفته!!! سطح فهم مردم با هم فرق داره….و سلیقه ها نیز.

  3. علی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    تازه کلی هم جلوی این دوستمون (آقا بهزاد) ضایع شدیم چون من اونو بعد از کلی مدت کشونده بودم به سینما!

  4. سارا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    من این فیلم رو ندیدم اون موقع که باید می دیدم، تهران نبودم. اما می بینم. چند روز پیش یه فیلم بود که تبلیغ این فیلم اولش بود. هی صفحه آبی میشد. نمیدونی آرتین چقدر خوشش اومده بود. گذاشتم با عسل خاله این فیلم رو ببینمش.

دیدگاه خود را ارسال کنید