چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

شنبه را

با تیغی از جنس بردباری

تکه تکه می کنم

و یک‌شنبه را

–  بی هیچ درنگی ـ

می سوزانم با آه.

پی شعر …

خب، این طوری است بازی روزگار وقتی خیال می کنی می گذرد و می خواهد نگذرد اصلن!!!

کلی حرف دارم نه برای گفتن یا نوشتن بلکه گریستن … یک دل سیر گریستن …

* منم تبریک ایضن! زیاد.

۱۰ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. رقیه مومنی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    گردونه شب آرام آرام پیش می آید
    و همه جا را در تاریکی و خاموشی می برد.
    شب را دوست دارم
    شب سکوت است و آرامش
    دنیا، دنیای دیگری است .
    همراه نسیم شب به آسمانها پرواز می کنم هیچکس خلوتم را بر هم نمی زند .
    در برابر ستارگان زانو بر زمین مینهم تا به سرود روشنایی گوش فرا دهم.
    به اختران درخشان می گویم : نازنینان مرا امشب نورباران کنید .

    اما افسوس خیلی زود از کنار افق، ابرهای شوم به راه می افتند
    و این شعاع دلپذیر را می پوشانند و دوباره همه چیز و همه جا به ظلمت تبدیل می شود .

    من می مانم و دلتنگی برای مهتاب …
    وبلاگ زیبایی داری خیلی خوشحال می شم با قلن زیبات درباره ی وبلاگم نظری بدهید و همچنین اگر خودتان پیشنهادی دربارهی توسعه دارید بیان کنید

  2. صداي آشنا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام –

    و ما وقتی با حیرت کودکی وداع کردیم
    وسیله ای ساختیم تا گذرانمان را اندازه بگیریم
    زمان، و برای اینکه این نکته را به فراموشی بسپاریم
    گفتیم روزگار به سرعت میگذرد، یک ثانیه، یک دقیقه، یک ساعت، یک روز، یک … ،یک عمر
    اما میشود براحتی فهمید زمان توهمی بیش نبوده
    روزگار نمیگذرد، اما ما میگذریم
    ما که مسافر بودنمان را همیشه از یاد برده ایم

    مسافری آشنا

  3. یک آدم شاد در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام دوست عزیز.خوبی؟
    منم خوبم مرسی.وبلاگ جالبی داری!
    با نوشته ها و عکس های قشنگ.
    ازت دعوت می کنم به وب منم بیای و اگه مایل بودی تبادل لینک بکنیم.
    قربونت .
    ببازم می آم.فعلا" خداحافظ.

  4. هاشم در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام

    وبلاگ خوبی داری .

    بهت تبریک می گم امیدوارم وبلاگت بهتر بشه .

    پیشه ما هم بیا

  5. هومن - گندم در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ااااااااااااا
    خوش به حال شما
    من که نمیتونم بروز کنم
    شما امکاناتتون زیاده ها
    دلمون خواست
    نکنه پارتی دارید

  6. خیاط در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ببین رؤیا وبلاگ خوبی داری به من هم سر بزن!!جان من بیا فردا بریم بیرون!

  7. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    دختر چه وبلاگ توپی!!! ترکوندیااااااااااااا یه سر بزن دلت واشه خانوم چه عکسای نازی … چه قلم باحالی … خودتم که ماهی پس چرا غمگینی؟

  8. علی شیروی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    وووووووووووییییییی … چه خانم با شخصیتی! … وبلاگ زیبایی دارید … به وبلاگ من هم سر بزنید …

  9. جاناتان در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    خانوم؟؟؟ گریستن؟

  10. خاطره در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

دیدگاه خود را ارسال کنید