چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

۱۳/ ۵/ ۱۳۸۶

گفته بودم؛ اگه فقط بتونی ۶ ماه دوام بیاری و به شکل و قالب اینجا هم دست نزنی اون وقت یه جایزۀ خوب پیش من داری!


به خودم گفته بودم این حرفا رو! مطمئن بودم دووم نمی آرم! اما نسبت به قبل که یکهو دکوراسیون وبلاگ رو به توپ می بستم، اینجا، زیادم این طوری نبودم و کلی خودم رو نگه داشته بودم مثلن تا ۶ ماه بشود دست کم و از آنجا که آهی در بساط نیست و نمی توانم به این دخترک صبور جایزه بدهم پس بهتر است هر کاری دوست دارد انجام بدهد تا هنوز عقده ای نشده طفلکی!!!

۵ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. خیاط در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    زدی تو کار ازدواج!!مدل لباس عروس و …وارد حوزۀ تخصصی ما هم که شدی!!
    این دختره بالای صفحه خیلی شبیه خودته!جان من عوضش نکن!

  2. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام عزیزم…رخت ولباس نوی چهار ستاره مبارک…

  3. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    اون دختر اون بالا به گفته ی دوستت شبیه توست؟؟!!…من که سعادت نداشتم ببینمت…ولی انصافا نمکه !

  4. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    من شش ماه عمرا اگر دوام بیاورم !واقعا آفرین به صبرت !هر چند رنگ نارنجی لباس قبلی رو دوست داشتم ساده و گرم و گیرا و زیبا …این یکی هم نازه !…اون عکس بالا…دارم تصویر سازی می کنم از تو

  5. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    می بینمش شاد می شوم …در این سرمای …

دیدگاه خود را ارسال کنید