چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

من فقط یک آی دی هستم! اگر عنوان یک مجموعۀ شعر باشد خودش خبر می دهد از سرّ ضمیرش که شعر است با چاشنی اینترنت! مثلن آی دی، کامنت، قالب، وبلاگ و  … البته، در این میان مقادیری ! و  ! و  ! و  ! و  ! و  ! و … هم گنجانده شده لابه لای شعرها! فلسفه اش در سوادِ چشم و گوش بستۀ من نمی گنجد! در کل هم، با این جور اشاره ها به این قسم  اعمالِ  ! و  ! و … حال نمی کنم! نوشتن و سرودن و خواندن کی بُوَد  ! و  ! و … به اندازۀ این علامت های تعجب می توانید به مقدار کافی کلماتِ اسمش را نبر پیدا کنین در میان این شعرها که برای فی.لتر سازون یکی، دو، چند وبلاگ کفایت می کند دست کم! حالا نه اینکه ما فلان! منتهاش، ساحتِ شعر … استغفرالله … البته کمی هم تعابیر شاعرانۀ عاشقانۀ بابِ میل پیدا کردم از لابه لای این شعرها که با سلیقۀ من همخوانی داشت که خب این بعد آورده ام آنها را. ولی، خدا رو شکر کتاب رایگان بود و دانلودکردنی و گرنه اگر پول داده بودم بابتش الان آه و نفرین و لعن و لابۀ من به هوا بلند شده بود چقدررررررررر …

پی نوشت ۱ )؛ عنوان را هم از لابه لای همین شعرها کِش رفته ام!

پی نوشت ۲ )؛ این اولین بار است که ساحت را می نویسم. یادم نمی آید که خوانده باشم این کلمه را در متنی حتا! انگار همیشه شنیده امش که اینقدر غریب جلوه کرده برایم ریختِ نوشتاری اش! حالا املایش درست است بچه ها؟!

پی نوشت ۳ )؛ کتاب را می توانید از این قفسه بدانلودین.


راستی چرا من

لب های دختر همسایه را اینقدر غنچه می خواهم

…………………………………………………………..

و من مانده ام

وسعم نمی رسد عاشق باشم

و جیب هایم از دم

پاک

پاک

پاک تر است.

…………………………………………………………..

چرا غیرت ندارم

در رنگی شادتر ببینمت

در ساعتی دیگر

غیر از این

اخرایی نفس گیر

…………………………………………………………..

آن ستاره را می بینی

که نمی بینیش

و  دروغ است؟

ستارۀ من است

…………………………………………………………..

چقدر کاروانی هستم

که دل ام می خواهد لخت ام کنی عزیزم

…………………………………………………………..

ببین تا کمر عاشقم

از کمر به بالا آدم ام

…………………………………………………………..

آن قدر

رویین تن شده ایم

که دیگر

هرگز

عاشق

نشویم

…………………………………………………………..

در بیت الله

حرام

می مانم

…………………………………………………………..

توهمی که عارف ام می کند

در من خانقاه زده

…………………………………………………………..

خوشبختم وقتی دستهایم زیر سرش خواب می روند

وقتی زیر سرش چیزی نیست غیر دستهای من

وقتی پیراهنی جز من بر تن ندارد

پیراهنی اگر چه هزار چشم

خورشید از چشم های من می تابد

…………………………………………………………..

چقدر خوب است

نام زن آدم ستاره باشد

اما همیشه

نام زن آدم       حواست

…………………………………………………………..

از کتاب ها        بیا فرار کنیم

از این همه حشرات مرده

که مثلن کلمه اند

بیا دوباره آسیب پذیر باشیم

آن قدر

که با یکی لبخند از پا درآییم

…………………………………………………………..

من پاره ای از س.ک.س هستم در چادر

تو اما چادر زده ای در من

…………………………………………………………..

چقدر

پلکانی

دوستت

داشته

باشم

…………………………………………………………..

آدم ها پنج گروهند؛

یا عاشق اند

یا عاشق اند

یا عاشق اند

یا عاشق اند

یا

عاشق اند!

عکس —- > ::

۶ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. من در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام
    ایام سوگواری آقا امام حسین رو بهتون تسلیت میگم.
    وب خیلی خیلی جالبی دارین.
    التماس دعا

  2. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

  3. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

  4. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    مرسی…مرسی…مرسی…
    راستی واسه دوستم هم دعا می کنی؟دعای سلامتی…دعای آرامش…می دونی خیلی بهش نیاز داره…خیلی…خدا کمکش کنه…

  5. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    فحش خواهر و مادر دادنتم قشنگه!! می دونستی؟

  6. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    کتاب رو دانلودیدم !

دیدگاه خود را ارسال کنید