چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

:: خیالت نباشد دخترک! برایت مهم نیست اصلن. این طوری دلداری بده خودت را و بگذار به حساب همۀ رؤیاهای ناکام ماندۀ زندگی ات این یکی، دو حرفِ آخرش را و ناراحت نباش دیگر. گیرم پی اصرار ِ بانو هم دلت نباشد که به راه خیابان بیفتی از برای آن پیاده روی های طولانی مؤثر! بمان توی همین کنج ِ همیشه و هی آیه های سورۀ کهف را بخوان در دل و آن ذکر نجاتِ یونس پیامبر را در بعدِ حمدِ نماز غفیله و منتظر باش خدا بار و بندلیش را جمع کند از آن آسمان های دور ِ ناپیدا و بر تنهایی ات جلوس کند یکی از همین وقت های نزدیکِ صبح که بوی ستاره و باران می دهد دست های روشن ِ اجابت … نگاه کن به نهایتِ این شبِ مخملی که سرد و ساکت زُل زده به تو با این مژگانِ خیس و مظلومیّت زیادت! حیفِ خودت نیست دخترک؟!  وضعیّت سیّارات و افلاک نشان از هیچ خبر و خاطره ای ندارند. خیال کردی حالا که ماه به برج فلکی محبوب تو وارد می شود دنیا هم کن فیکون می شود پی این تصوّر ِ خام؟! اما، نه … آن ستاره را می بینی در جنوبی ترین سمتِ خاطره هایت؟ … اوه اوه اوه! … نبینم زیادی کیفور بشوی از این همه ذوق؟ نشان به نشانِ همان ستارۀ خیال انگیز این روزها کج خلق، به فضل خدا، گشوده می شود این در بسته به رویت از بابِ سلامت و دودِ هوا می شود این اندوه غم انگیز. یوسف گم گشته باز آید به کنعانم دختر! مسافرت هم خوش یمن است حالا که این طوری بد تا می کند با تو!!! مواظب خودت باش. زیاد. آویزۀ گوش هم داشته باش؛ آنها که دوست شان داریم٬ بد ضربه می زنند … آنها که بیشتر و دوست تر داریم٬ بدتر … آنها که برایشان فداکاری می کنیم٬ وحشیانه تر … آنها که دلسوزشان بوده ایم٬ بی رحم تر … آنها که عاشق شان هستیم٬ کاری تر … و … تمام … کارمان تمام است …  شده به زور هم زندگی کن. شاد باش. بخند. عاشقی بکن. دیوانگی هم. تو را به جهنم خودت منزل می دهند در نهایت و دیگران را به بهشتِ خودشان.تو حالِ خودت رو ببر آبجی!   

:: در گوشی؛ عنوان را از یادداشت لالۀ عزیز کش رفته ام. حرفهایم نیز بیشتر هذیان است از سرِ دلتنگی…. شایدم عاشقی … …… …

۱۴ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. مهتاب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    بانو را باید بی خیال شوی که به تو انگ مردانگی زده اند

  2. مهتاب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    قربان ابهتتان و اصلاحیه هاتان

    دیدید بالاخره عکس بودن تو تمام بودن است را یا خیر ؟
    اگر ندیدید به طور خاص برای شما که بودنتان تمام بودن است بفرستیم بسی مشعوف شوید

  3. واصح در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    یعنی با این همه توصیف قشنگ دل فشرده کن*، برایت مهم نیست؟

    تا حالا به نوار کاست " شاپری" سیروس جمالی گوش دادید؟ این نوشته، ریتم دکلمه ی اشعار سیروس جمالی را داشت که محمد افتخاری در آن کاست به عهده گرفت.

    ( این صفت دل فشرده کن بار معنایی مثبت دارد، نگران نشوید. لازمم بود این دل فشردگی. صفت دیگری پیدا نکردم)

  4. مریم باغ سیب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام همسایه خودم
    کاری می شود کرد؟
    نکند تو هم مثل من دچار بیماری لاعلاج محبت کردن زیادی از حد به دیگران هستی؟
    تا حدی که تقریبا همیشه سوارند؟؟؟
    تو رو خدا مواظب باش همسایه
    این اوضاع اصلا امن نیست
    همه چیز را ننویس….

  5. زهرا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    از آن خیری ندیدم…
    حرف مریم عین آنی است که منم…
    همین دیشب طومار دردی نوشتم که نگو…بی خیالی هم خوب چیزی است.
    به خیابان نقره ای شبم دوست داشتی سر بزن/:
    http://www.moonalley.blogspot.com

  6. سارا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    آی گفتی….

  7. زهرا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    من تازه وبلاگت را کشفیده ام. خواستم بگم عاشق روزمره نویسیهاتم دخترو


    چهار ستاره مانده به صبح؛
    اینجوری نگنین تو رو خدا. یه طوری می شم خدا شاهده.
    ممنون زهرا جون. بوووووووس.

  8. مریم باغ سیب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    این وبلاگ تو ا رویا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    باورت می شه نمی دونستم؟؟؟؟


    چهار ستاره مانده به صبح؛
    خب آره!

  9. مریم باغ سیب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    هوم!!!
    چی آره؟ باور یا وبلاگ!!!


    چهار ستاره مانده به صبح؛
    هر دو خانوم

  10. مهتاب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    گویا فیلتر بود ! درستش کردیم حالش را ببرید قربان

  11. مهتاب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    من هم دلم می خواهد . مداوم و همیشگی اما عاشقی پر ست از حسرت …

  12. صداي آشنا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

  13. از زندگی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    چه نقل قول زیبایی آوردین و چه با احساس نوشتین. مرسی.


    چهار ستاره مانده به صبح؛
    ممنونم استاد جون

  14. سارا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    من الان دیدم نتبیجه گزینش چی بوده نمی تونم بگم متاسفم چون تا جایی که یادمه خیلی هم کشته مرده’ استخدام نبودی. اما خب قضیه زیاد هم ربطی به خانواده شهدا نداره. چون اون طور که تو اون موقع برای من تعریف کردی، پاسخ های تند و تیزی بهشون داده بودی که انتظار همین نتیجه رو هم داشتی.


    چهار ستاره مانده به صبح؛
    سلام خانوم. پارسال دوست، امسال آشنا. آن سوالها و پاسخ ها که شما می گویی مربوط بود به صلاحیت های عمومی که به قول آنها " خوشبختانه حائز صلاحیت های عمومی بودم!" اما، مشکل "ملاک های تقدم" بود مانند برخورداری از سهمیه و حفظ قرآن و … ووو … که خب شامل حال من نمی شد. بابت استخدام شدن/ نشدن ناراحت نیستم. مهم این است که همه چیزمان به همه چیزمان می آید!!! شما خوبی؟

دیدگاه خود را ارسال کنید