چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

خب، این هم نوعی از زندگی است؛ سبکی، روشی، سیاقی است برای خودش…. نباید شبیه چیز دیگری باشد که شما خیال کنید خوب است یا بد یا … من این حدودِ خودم را دوست دارم؛ گاهی نوشتن، کتابی خواندن، پیاده روی هم، چیزی خوردن، فیلم دیدن و … خرده شانس های زندگی آدم زیادند! گاهی آدم می تواند پُل عابر پیاده ای را دوست داشته باشد یا کفش های میرزا نوروزی اش را! من که اینجوری ام! حتّا اینجا، پشت مونیتور که می نشینم خوابِ آرام ِ او تسلا می دهد مرا! می بینی مرا خوشبخت ترین ِ دنیا می سازد همین ولگردی های روح، پرسه زدن در ثانیه ثانیه های زندگی، شادمانی های کوچک و این انتظار ِ سرخ و تب دار که … باقی بماند برای دیگران؛ تمام موفقیّت ها، موقعیت ها، ثروت ها … دلم همین را می خواهد بدونِ بلندپروازی های شما که از نظم معتادِ عاقلانۀ این زندگیِ دنیا دار ناشی می شود و مرا خیالبافی های شاعرانه بس است با چاشنی عشق و آب طالبی هم! تازگی، دلم سفر هم می خواهد. alone البته! مقصر هم کسی نیست الا هومن عزیز و طبیعت گردی هایش!!

پی نوشت ۱ )؛ کلّی مشغولیّت دارم این روزها + اینکه، عینهو خوره افتاده به جانِ من این حرفش ” از کسانی که مال خودشونن متنفرم. آدم هایی که همه چیزشون مال خودشونه، اما خودشون رو در همه چیز شریک می دونن! ” و این کِرم هم افتاده به تن ِ من انگار؛ هی نوشتن، پابلیش کردن و بعد حذف کردن!

پی نوشت ۲ )؛ این شلیکِ خنده های شبانه ام وقتِ وبگردی هم دیگر از کنترل دهان ما خارج است! آن هم وقتی می خوانم که بانوی خیاط باشی ما نوشته است؛ باید برایت تعریف کنم که از وقتی عکست را فرستادی بیشتر دوستت دارم! نمی دانم چرا!! بعد هم چقدر ریسه می روم از کار ِ این آقای برادر که مثلن خواسته آبروداری کند، نگوید من تا ۱۱ صبح خواب هستم هر روز! و نمی داند چه لذّتی دارد همین اختیارداری آدم دربارۀ اوقاتِ زندگی اش البته اگر …

پی نوشت ۳ )؛ دارد مرا می کُشد اشتیاقِ دیدار این لالون! ناز ِ شستِ خدا به خدا! این دو عکس را هم بُلند کرده ایم! طبق معمول! از اینجا

پی نوشت ۴ )؛ به سراغ من آمده اند دوباره این کابوس هایم. انگار جنایتکاری باشم من و یا خطایی سر زده از رفتارم، می گریزم، دیگران در پی من هستند؛ نگرانی … هراس … غم … کلی دلواپسی … در کتاب می خوانم؛ «اگر در خواب‌، تحت‌ تعقیب‌ قرار گرفته‌ باشید، این‌ خواب‌ بر درگیری‌و مشاجره‌ با دوستان‌ دلالت‌ دارد و از وقوع‌ دوران‌ و اوقاتی‌ ناخوشایند و ناگوار در آینده‌ نزدیک‌ خبر می‌دهد.» آن وقت می افتد آن دو زاری همیشه کج!

پی نوشت مخصوص )؛ لینک در لینک که می شود هی یادِ شما می افتم خانوم…

۱۰ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. محسن در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    قابل شما رو نداشت.ایشالله همیشه خبرها و پیام های خوش به دستتون برسه.

  2. فتانه در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    اینجا کی این رنگی شد؟ قشنگه

  3. عادله در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    وویییییییی اینجا چه خوشگل شده !

  4. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    خصوصی گاه رویت شود لطفا !پیرو همان …!!!

  5. هومن - گندم در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام
    احوال شما!
    لالون را باید اواسط تابستان رفت
    هوای عالی و سرسبزی فراوان
    شما هوای لالون کردی ما هوای جنگل های قشم را تو این هوا کردیم!
    انشاالله که قسمت بشه.

  6. حجم سبز در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    آدم هایی که همه چیزشون مال خودشونه، اما خودشون رو در همه چیز شریک می دونن! "
    حالا فکر کن با یه همچین کسی بخوای زندگی کنی.دلت میخواد روزی یه فصل موهاتو بکشی.

  7. صداي آشنا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

  8. خاطره در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ما رو هم هوایی کردی!

  9. واصح در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سفر به تنهایی: آرزوی این چند ماه اخیر من! حتی اگر شده عزیزان همخانه به سفر روند و مرا تنها بگذارند هم خوشحال می شوم!
    (پروردگارا خود میدانی ناشکری نمی کنم.)

    سبک نوشته هایت را دوست دارم دوست من (اجازه هست دوست بخوانمت؟)

  10. سبکِ زندگی « روزانه‌ترهای همان دخترک که چهار ستاره کم دارد در ۸۷/۰۸/۱۰ گفت:

    […] ۳۱, ۲۰۰۸ دیگر سبک فعلی ِ زندگی‌ام را دوست ندارم! که چی؟ فیلم دیدن و کتاب […]

  1. 1 بازتاب

  2. آبان ۱۰, ۱۳۸۷: سبکِ زندگی « روزانه‌ترهای همان دخترک که چهار ستاره کم دارد

دیدگاه خود را ارسال کنید