چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

گئورگ زیمل جامعه رو به شکل یه صفحۀ شطرنج می بینه که روابط ثابتی بین افراد وجود داره. اگه مُهره عوض بشه بر رابطه تأثیر نمی ذاره و فقط باید قوانین بازی رو بدونیم! این قواعد رو برای فرد باید از روانشناسی و برای جامعۀ بزرگتر باید از فلسفه به دست آورد!

:: می بینی؟ زندگی بَلَدی می خواهد! همین.

۱۵ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    زندگی بلدی می خواهد…همین…کاش همه چیز به سادگی همین یک همین بود. با
    این یک عالمه نابلدی چه کار کنیم حالا؟!


    چهار ستاره مانده به صبح؛
    شما آن نشستی ما رو غافلگیر کنیا

  2. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    خنده دار نیست قوانین شطرنج را هم بدانی اما بازیش را بلد نباشی؟

  3. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    بده مگه رویا خانومی؟؟؟؟؟دلمون تنگ شده بود برای غافلگیر کردن شما خب !

  4. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    می خواهی یک عالمه هم بیاورم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
    همینش را شما اوردی من همزمانی اش را آوردم،یک هم دیگر کم داریم !

  5. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    همبازی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  6. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    من دو شما یک !دو به یک !برنده من هستم!همینجا هم نشستم!پست بعدی لطفا !

  7. عادله در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    آره ! خیلی هم بلدی می خواد …

  8. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    بلدی عشق با بلدی زندگی فرق داره؟!گفته اند عشق هم بلدی میخواهد!راست گفته اند ها،می دانم !اما یک سوال!!!حالا اگر زندگی بلد باشیم عشق را هم بلدیم؟یا اگر عشق را بلد باشیم زندگی رابلدیم؟

  9. آوامین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    چقدر آوامین !من برم تا آلرژی پیدا نکردی !

  10. منیژه در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام ، من مدتی بود وقت نداشتم به کامنت های خصوصی سر بزنم ، از اینکه دیر جواب دادم عذرخواهی می کنم . حتما در خدمتتون هستم . هنوز نوشته هاتونو نخوندم ولی تا آخر امشب می خونم. شاد باشی

  11. بی جواب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    چه قالب زیبایی…
    حق با زیمل است و من که با هیچ مهره ای نتوانستم بازی را ببرم و لاجرم اسیر سربازان و اسب ها شدمن در زیر سم اسب ها به چشم های سیاه شاه چشم می دوزم …

  12. مهتاب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    بلد هم نیستیم آخر …

  13. مهتاب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    زار چرا ؟

  14. مهم نیست! در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام من شطرنج بلد نیستم باید چیکار کنم؟ ولی بلدم وبلاگ بروز کنم

  15. موضوع شیرین ِ ازدواج و متعلّقات « چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۰۶/۰۵ گفت:

    […] نظر من، آدم باید جنبه‌ی زندگی کردن داشته باشد. زندگی کردن بلدی می‌خواهد. باید ظرفیّت انسانی و اجتماعی بالا داشته باشد آدم. […]

  1. 1 بازتاب

  2. شهریور ۵, ۱۳۸۷: موضوع شیرین ِ ازدواج و متعلّقات « چهار ستاره مانده به صبح

دیدگاه خود را ارسال کنید