چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

یکی، دو چند وقتی است همکلاسی های دوران ابتدایی ام را می بینم توی خیابان، به روی همدیگر نمی آوریم که هنوزم به خاطر می آوریم همدیگر را. چرایش را نمی فهمم! نه دربارۀ خودم و نه دربارۀ آنها! یکی مثلن همین دختر همسایۀ طبقۀ پایین ما، همۀ سال تحصیلی آن پنجم ابتدایی را با هم رفته و برگشته بودیم از خانه به مدرسه و از مدرسه به خانه و این روزها، حتا توی راه پله، چشم در چشم هم که می شویم، حرفی بین ما رد و بدل نمی شود دریغ از سلامی ساده! ازدواج کرده است او، بچه هم دارد، دختری که قدش به شانه های من هم می رسد! شاید شش یا هفت ساله باشد بچه اش!  گاهی با خودم فکر می کنم، اگر من هم در آن سن و سال او ازدواج کرده بودم، مادر کسی بودم یعنی؟ تصور چنین فرضی هم مو بر اندام ما راست می کند بس که هنوز خودمان طفلی بیش نیستیم با همۀ زیادی این بلوغ اجتماعی مان!!!

میان همان حرفای دیشب، خیاط باشی یادآوری کرد که فرصت خدا تمام شده است دیگر! راست می گفت هر چند که هنوزم معتقدم هوای ما رو داره! اما،جبران خلیل جبران جمله ای دارد که می گوید: ازدواج یا مرگ است یا زندگی، چیزی در میان و میانه وجود ندارد. ما کمی فکرمان مشغول شده بابت این انتخاب!؟! میل عجیبی دارم به زندگی و هی تصور مرگ و نیستی می ریزد به ذهنم …

۵ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. علی شیروی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ازدواج گشودن یک در بر زنان و بستن تمامی درها بر مردان است … ج.ب.شاو

  2. فاطمه در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام
    یعنی من که دخترام قدشون از من بلند تره .چی بگم ؟ میانه هم وجود داره به نظر من همین که منو توی خیابون اسکورت میکنند ، میانه ازدواج ومرگه .عشق مادرانه وبزرگ شدن وقد کشیدنشون خیلی قشنگه

  3. زوربا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام

    و آویشن حرمت چشمان تو بود
    نبود؟

    خیلی خوبه آدم بتونه به روش نیاره

    خیلی خوب

    من دلم برای همه تنگ شده

    مخصوصآ

  4. زوربا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام

    عادت بدی به فقط خواندن شما پیدا کرده ام

    اما از رنگ نارنجی وبلاگ

    بد جور تو ذوق میزنه

    تو آدم خشنی نیستی

    اگر آبی بود بهتر تر میشد

    میدونی خیلی مصنوعی شده

    آره من همیشه برعکس همه فکر میکنم

    و میدونی که درست هم فکر میکنم

    یه نوشابه

    و دیگر اینکه آسیا به نوبت وقتی شما هم راه رفتی در کنار …

  5. سید ایمان در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام هموطن. ساعاتتان به عشق، ساعاتتان ایرانی
    به روز شدنتان را تبریک می‌گویم. هر نوشته‌ی جدیدی که تار و پودش را با عشق، دانش، فرهنگ و ادب بافته باشند، یک تولد است و هر تولدی جای تبریک دارد.
    امروز می‌خواهم دعوتتان کنم به پایگاهی که یادمان می‌دهد بی‌تفاوت نباشیم. پایگاهی که نمی‌کوشد اثبات کند مولانا ایرانی است. این تارنگار تنها تلاش می‌کند تا آفتاب عالم‌تاب ایران‌زمین، به چشمهای بیمار و چشمهایی که نمی‌خواهند ببینند نیز برسد. اگر احساس می‌کنید در برابر میلیاردها دلار خرج اجنبی‌ها (با تحریک مستقیم دولتهای استکباری و آمریکای جهانخوار) برای مصادره‌ی مولانا و ملیت او، می‌توانیم حرکتی انجام دهیم، با یک پیوند، لینک یا معرفی، مولانای ایرانی را یاری دهید.
    http://www.persianmevlana.ir
    و نیز آگاهی می‌دهم که به یاری پروردگار، بمب گوگلی در اعتراض به حذف نام ایران از فهرست کشورهای سایت تروریستی و صهیونیستی یاهو، به صفحه‌ی نخست گوگل صعود کرده. ضمن اینکه شما را فرامی‌خوانم تا با حذف شناسه‌ی کاربری خود از یاهو و نقل مکان به جی‌میل (سایتی که حداقل انسانیت ما را به رسمیت می‌شناسد)، با عنوان Yahoo mail سایت http://helloyahoomail.net را لینک کنید.
    سپاسگزارم

دیدگاه خود را ارسال کنید