چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

در شاهنامه به جای کلمه‌ی عشق، مهر به کار رفته است. عشق تعبیه‌ی ایران بعد از اسلام است که همه چیز در آن تجردی، ذهنی و پرورده‌ی خیال می‌شود. مهر ماهیت واقع‌بینانه و زمینی دارد. دو تن به حکم طبیعت به یکدیگر دل می‌بندند و در اینجا غریزه لطیف و ظریف می‌شود بی‌آنکه خواست طبیعی انکار شود. از شهوت حرفی در میان نیست. از آنچه ما در ادب دوران بعد به آنها برمی‌خوریم که جزء نمک و وحدت عشق می‌شوند، از نوع هجر و ناکامی و بی‌داد معشوق و عجز عاشق و ترجیح فراق بر وصل و نظایر آنها در شاهنامه اثری دیده نمی‌شود.*

نگاهی گذرا به همین روزنامه‌ها هم کافی است تا علایق ما در دوران مختلف زندگی‌مان فاش ِ عالم و آدم شود! از قتل و اعتیاد و تکدی‌گری و دخترفراری گرفته تا نیاز و مراحل رشد نوزاد‌ تا دو سالگی!!! کتاب و شعر و نقد و زندگی‌نامه و اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و خصوصی‌سازی!!! توسعه‌ی کشاورزی، فلسفه و هنر و افلاطون و انرژی درمانی و موسیقی و شعر و گفت‌و‌گو با حامد بهداد و اردشیر رستمی و کاریکاتور و …

* روزنامه شرق، ۲۳/ ۴/ ۱۳۸۵

۳ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. هومن - گندم در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ما که شدیدا موافقیم
    همین
    ارادت
    هومن

  2. سپیده در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    با درود

    خیلی جالب و منطقی بود

    ممنون و موفق باشید……….

  3. هومن - گندم در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    باز هم خواستیم بگوییم
    موافقیم

دیدگاه خود را ارسال کنید