چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

” کارِ رُمانِ امروز و ادبیاتِ معاصر، این است که خیر را به شر برساند، شر را به خیر و هیچ‌کدام اینها یک بُعدی نیستند حتمن پُشتِ خیر، شر است، حتمن پُشتِ شر، خیر است، حداقل از نگاهِ خودِ عاملش.

این واقعیّت از لحاظِ روان‌شناسی وجود دارد کسی که دارد کار شری می‌کند، خودش واقف به شر نیست، حداکثر ده درصد نه، بیست درصد واقف هستند که دارن شر می‌کنند. آن هم مزدوران، اگر که شخصیّت شما در رُان یک مزدور باشد، دستور می‌گیرد که برود خرابکاری کند، بکشد، او آگاه است و نه همه‌شان. وگرنه فض بگیرید فلان ارتشی که وفادار به ارتش است و وفدار به نظام است و می‌رود به دستور حاکم آدم می‌کشد، این که پُشتش خیر است، فکر می‌کند دارد به ملّت و دولت خدمت می‌کند، او اصلن فکر نمی‌کند که دارد شر می‌کند، بنابراین این انسان دارای دو ویژگی است. دو گانه است.

ادبیاتِ معاصر این شخصیّت را باید به جامعه‌اش بشناساند، دوست ما این کار را کرده، (عباس معروفی در سمفونی مُردگان) خود من خیلی علاقه‌مند به این هابیل و قایبل هستم، ولی مگر قابیل خواسته شر کند، مگر شیطان خواسته شر کند. شیطان که نخواسته بدی کند، شیطان از زور علاقه و عشقش به خداست که نمی‌خواهد دیگری ستایشگرِ خدا باشد، می‌خواهد خودش تک و تنها باشد. این معبود فقط برای او باشد، این صنم فقط برای خودش باشد، این معشوق فقط و فقط برای خودش باشد. این‌که خیلی خوب است، همه می‌خواهند همه‌ی چیزهای خوب برای خودشان باشد. شیطان هم همین‌طور است، قایبل هم همین‌طور … ” *

* از لابه‌لای حرف‌های منصور کوشان در نسل سوم داستان نویسی امروز، ص ۱۷۹ و ۱۸۰

+ حضور خلوت انس {روزنوشت‌های عباس معروفی}

۸ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. کارگر در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    پدر چشمانمان در آمد بلکه از سرعت آپ شدن شما گرد شد!!!
    بله دوستم همه چیز را همه نمی خواهند اما می خود به خود می شود!

  2. کارگر در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    راستش ما هم حوصله مریض شدن را نداشتیم!

  3. همون در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    بله ایشون سرعتشون در اپ کردن حرف ندارد تازه دست پخت خوبی هم دارند …خیلی هم زیبا و دوست داشتنی هستند …در ضمن بسیار نجیبت هستند …خلاصه یک کد بانو کامل …..

    (حالا قبلتو )؟؟؟؟؟؟

  4. همون در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    داشتم شهریار رو نگاه می کردم …نازنین مادر می گفت :امروز انگار قحط الشعراست ….راست می گفت …گفتم می خوب کم است …..مامان می خندد من هم ………

  5. همون در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    متن تان را هم خواندیم فقط نفهمیدیم هابیل با بیل قابیل رو کشت یا قابیل با بیل هابیل رو کشت (با لهجه ترکی خوانده شود )

  6. همون در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    راستی چه عجب شما یک بار تشریف اوردید وبلاگ ما گفتید تلخ نبود …پرودگارا از این که نوشته های چون شوکران مرا به حلاوت عشق از دست رفته ام شیرین گرداندی تا رویای رویایی ما شاد گردد تو را سپاس …………

  7. سارا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    واسه پست یک آغاز:
    هرطوری حساب کنی من این بشر را دوست دارم…
    در دوست داشتن های بسیار هیچ نیست الا خودآزاری…
    آخم گرفت….آهم گرفت…دلم…گرفت…

  8. واصح در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    بله .. بعضی ها میگن مخلص ترین عابد شیطان بوده که گفته به انسان سجده نمیکنم چون سجده فقط مال خداست. البته تکبرش بر عشقش می چربیده. واسه همین رجیم شد.

دیدگاه خود را ارسال کنید