چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

قبل از هر نوع فکر و خیال و حرف و حدیثی، اینجا رو بخونین و بعد، خواهش می‌کنم زندگی و نحوه‌ی برخورد با یک کودک طبیعی امّا پُرهیجان و با رفتاری غیرقابل پیش‌بینی را بیاموزید. البته، تا یه زمانی این کار بسیار دشوار است امّا، کم کم این طفل هم آرام‌تر و متمرکزتر می‌شود. آفرین! بخونین تمام پُست‌های این یکی، دو روز رو.  کامنت هم بذارین و گرنه، … این لینکایی هم که می‌بینین، زحمت می‌کشم می‌ذارم قاطی نوشته‌ها، واسه کلیک کردنه! یعنی، اونا رو هم باید بخونین. گفته باشم! دوباره نیاید درباره‌ی امور و مطالب بدیهی سؤال کنین.

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. کارگر در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ما همه جای وبلاگ شما ر امی خوانیم اگر زیاد هم گریه کنید می‌آییم روزی ۳ بار برای هر پست نظر می‌دهیم ها!!

  2. فاطمه در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ما هم عاشق آن عینکتان هستیم.

دیدگاه خود را ارسال کنید