چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. خیاط باشی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    حالا میای؟

  2. آینه های ناگهان در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    شرمنده ولی گمونم باید از لنگه کفش کمک گرفت.

دیدگاه خود را ارسال کنید