چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

۵ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. ابوذر در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    کتاب چیه من قصد کردم روزی چهار دقیقه اینجا رو بخونم!


    چهار ستاره مانده به صبح؛
    شما لطف دارین.

  2. فاطمه در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام.ممنون از معرفی کتابها.

    طوماری درست کرده ایم از فهرست کتابها،و به کتابخانه می بریم.فعلن متقین را گرفته‌ایم. در دو کتابخانه عضو هستیم .ممنون از لطف شما .

    سوال دیگرمان را جواب نداده بودید عزیز.

  3. فاطمه در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    برای چت کردن meebo هم هست.همه مسنجر ها رادارد.

  4. حجم سبز در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    این ریزش هوای سرد که سنگشو به سینه‌ میزنی خودتی نه؟ اعتراف کن دختر امروز یک شنبه‌ست

  5. آینه های ناگهان در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    چه شعر لطیفی

دیدگاه خود را ارسال کنید