چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

عکاس ساتیار امامی

یکی، دو روز قبل‌تر، هوس تخمه سوسولی کرده بودم. در مسیری‌ که می‌رفتم، به هر مغازه‌ای که می‌رسیدم، سؤال می‌کردم بلکه داشته باشد این خوراکی از ما بهتران را. همگی می‌گفتند دیگر ندارند و جمع کرده‌اند این تخمه‌ها را. نگرد، نیست و بعد هم یک حرف نامفهومی را می‌زدند که من فقط افغانی‌اش را می‌فهمیدم و یادِ پاپتی می‌افتادم که کامنت گذاشته و نوشته بود که “فکرش رو بکن یه مشت مرد گنده یا چند تا طوطی نشستن تخمه می‌شکنن ولی، مغزش رو تف می‌کنن بیرون بعد می‌کنن تو این بسته‌ها و شما می‌خورین!”(اینجا)

دیشب، به خیاط گفتم ماوقع را. بی‌خبر بود. بعدتر هم کلّی صحنه‌های تهوّع‌آور را بر اساس کامنت پاپتی تصوّر کردیم که مثلن، یک عدّه افغانی نشسته‌اند دور هم، گونی گونی تخمه پخش کرده‌اند روی زمین و هی، یکی یکی این تخمه‌ها را می‌گذارند لای دندان و می‌شکنند و مغزش را تف می‌کنند توی یک تشت قرمز! خیاط می‌گوید لابُد بعدش می‌شستند تخمه‌ها را! نتیجه‌ی بحث و بررسی دیشب، هیچ نبود مگر سکوت! که اینجا چیزی ننویسم درباره‌اش تا وقتی که خودمان متوجّه‌ی اصل مطلب بشویم. امّا، امروز، وقتی این آقای من، خودم کامنت گذاشتند پای پُست پیری و اشاره کردند به تخمه سوسولی، ما در راستای وظیفه‌ی اخلاقی‌مان، گفتیم پی‌اش را بگیریم بلکه بفهمیم دلیل ِ واقعی نایاب شدنِ این خوراکی عزیز را. خب، ساده‌ترین راه‌حل، گوگلدین بود که ما را به اینجا رساند و با توجّه به اطلاعاتِ این تخمه سوسولی‌باز ِ عزیز، متوجّه علّتِ نایاب شدن جنس موردنظر شدیم. پس، دیگه دنبال تخمه سوسولی (عکس) نگردین چرا که این مغز آفتابگردون‌ها از خارج وارد شده بوده و حالا، تموم شده. هر وقت دوباره وارد بشه باز می‌آد به بازار!

{عکس از ساتیار امامی}

۴ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. من، خودم در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    جای هیچ نوع نگرانی نیست. مطمئن باشید تا وقتی که شما بخواهید روی آن تاب دل انگیز سر به سر جاذبه بگذارید. دانشمندان جوان ما فناوری استحصال تخمه سوسولی را بومی کرده اند. و ما جزو کشوری های هسته -تخمه آفتابگردان- ای خواهیم بود.
    اگرچه این حقیر شخصاً پیرو مثل معروف نابرده رنج گنج میسر نمی شود؛ معتقدم که تمام حالش به همان سر و صدای تخمه شکنتن است. و در واقع خوردن این مغزهای چرب جوش پرور در واقع مصداق بارز نشستن پای لرز بعد از خربزه می باشد. تازه آن موقع این کار کلی حس نوشتالژیک هم خواهد داشت، حتی.

  2. پاپتی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام…ولی وجدانن چه لطفی داره؟ همه تخمه شکستن به صداش ه!…
    البته بازم فرقی نمی کنه هاا…به جای افغانی می شه مثلا آفریقایی یا آمریکایی! شایدم باز همون افغانی هایی که اونجان رو ردیف کنن!…تازه من می دونم شسته هم نمی شه بعد!…مزه نمکی که داره مال عرقشون ه که می ریزه روی تخمه ها!…یا حق…

  3. عدالتخواه در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    برید دم در خانه احمدی نژاد. این روزا هر چی کمه همه حواله میدن اونجا

  4. آینه های ناگهان در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    از خارج؟خب احتمالا از همون افغانستان میومده دیگه.

دیدگاه خود را ارسال کنید