چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

دیدین بچّه‌های هفت‌ساله‌ی کلاس اوّلیِ تازه سواددار شده رو که موقع خوندن، صداکشی هم می‌کنند با دست و هی دنبال زیر و زبر کلمات هستن و می‌پرسن که این الفش الان اَ داره؟ سینش اُ داره یا اِ؟ دیشب، یه مهمون کوچولوی این مُدلی داشتیم که حکایتی بود واسه خودش! وقتی من یک بچه گربه‌ی تنهای تنها هستم! رو دادم بهش بلکه بخونه، سرش گرم بشه و کاری به احوال ما نداشته باشه! البته بعدش به … افتاده بودم بس که سؤال کرد درباره‌ی همین فتحه و کسره‌ی کلمه‌ها و عکسای کتاب، که الان دقیقن اون گربه‌ی تنهای کوچولو کدومه؟ پشاملوهه کدومه؟ این گربه سفیده با اون سیاهه چه نسبتی داره؟ … ووو … خدا رحم کرد ما با این بی‌طاقتی‌مون، اولاددار نشدیم، اگه شده بودیم و وضع از همین قرار بود طفلک بچّه‌ام با این مامانش …

پی.‌نوشت )؛ فکرشو بکن؟ من حامله‌ام مثلن. خداییش، خنده‌بازاری می‌شه واسه خودش.

۹ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. عادله در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    وقتی واقعن حامله بشی به نظرت اصلن خنده دار نمیاد .
    این طور میگن !

  2. آناهیتا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    خب! رویا رویا رویا مصاحبه چی شد؟

  3. آناهیتا! در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    به قول استاد زبان ما! well roya !in poem ke gharar boodi begi chi shod?

  4. کلاس ها ی آموزشی چگونه اس ام اس بدهیم!!! در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    بشتاب رویا!!! مخلصیم عجالتا!
    anahita!

  5. سارا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    بعله این که آدمای بی حوصله ای مثل ما بچه دار بشن واقعا خنده داره!

  6. علف هرزه در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    راستی این نارنجی داره غول‌کشی می‌کنه! از وقتی ما طرفدارش شدیم عجب انگیزه‌ی مضاعفی پیدا کرده! 🙂

  7. محمد امین عابدین در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    آدم با استعدادی هستید و آینده روشنی در انتظار شماست.

  8. کارگر در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    کودکی در راه است؟!!!

  9. شاعر مرده در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    هرچه تلاش کردم نتوانستم برای پست بالایی کامنت بگذارم.
    طنز جالبی داری.

دیدگاه خود را ارسال کنید