چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

با این ترم، می‌شود سه ترم که من، رسماً دچار افتِ قابل‌ ملاحظه‌ای شده‌ام در جریان یادگیری زبان انگلیسی. اصلِ اشکال، از معلم دو ترم قبل‌مان بود که کلن ما را از دل و دماغ انداخت و ذوق یادگیری و شوق حضور در کلاس را خشکاند در دل ما. از شانس خوب، ترم بعدتر نیز دوباره همین ایشان معلم‌مان بودند و ما در مجموع، از انگیزه ساقط شدیم که شدیم. این یکی ترم هم، کنکور را بهانه کردیم و تا می‌شد پیچوندیم و از رفتن به کلاس زبان زدیم! تا جایی که از شانزده جلسه‌ی این ترم، کمتر از ده جلسه حاضر بودم در کلاس؛ آن هم در نافعال‌ترین حالت ممکن. طوری که حالای پایان ترم، مجبور شده‌ام به یک‌باره هشت صفحه انشا بنویسم با هشت موضوع که حتا به فارسی هم نمی‌توانم یک خط بنویسم  درباره‌شان. دیگر نمی‌گویم نمره‌‌ام در امتحان میان ترم چقدر افتضاح بود و این ترم، حتا یک‌بار هم عینهو آدم lisetning  گوش نداده‌ام و دریغ از یک تمرین اگر در work book حل کرده باشم!!! تازه، هنوز این ترم لعنتی تمام نشده، شهریۀ ترم بعدی غصه‌دارم کرده است!!!

۶ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. آرش پورعليزاده در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    راستی آن نیم دیگر هم عشق است و هم کلمه و هم خدا …

  2. رضا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    تازه ترین اس ام اس (پیامک) روی تلفن های همراه در ایران: "رسیدن قیمت نفت ایران به ۱۴۰ دلار را به عمومی مردم فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و افغانستان تبریک عرض می‌کنیم."

  3. کارگر در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ما به دو دلیل دانشگاه نمی رویم:
    ۱٫ زبان انگلیسی
    ۲٫ زبان عربی!!!

  4. صدرا در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    سلام. فقط دعا… همین!

  5. خلیل رشنوی در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    ….آمده بودم از حضورتان در وبلاگ تشکر کنم. ممنونم ….

  6. مهشاد در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    امان از دست این معلمها که آدم را به کل بی میل میکنند نسبت به همه چیز نه فقط انگلیسی

دیدگاه خود را ارسال کنید