چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

دیو و دلبر

خدا قسمت کند از این هیولاها! که هدیه‌‌شان هم اندازۀ عظمتِ خودشان است؛ یک کتابخانۀ رویایی! امروز نوبت رسید به دیو و دلبر. کارتون قشنگی بود با پیام اخلاقی قشنگ‌تری. همان که شازده کوچولو همیشه می‌گوید: آنچه اصل است از دیده پنهان است! بعد هم، همگیِ شخصیت‌های کارتونی، از قوری و شمعدان و ساعت تا فرچه و فنجان عاقبت‌به‌خیر شدند و دیو و دلبر هم سال‌های سال به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند. ما کلّی دلمان از این قسم زندگی می‌خواهد البته، آن کتابخانۀ رویایی نیز باید به پیوست منظور گردد.

۱ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. مهتاب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    من هم هر بار دیدم دلم دیو خواست … یه دیو که خشن باشه ولی مواظبم هم باشه

دیدگاه خود را ارسال کنید