چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

سیندرلا

سیندرلا که معرّف حضور همگی هست؟ یک‌اش را دیده بودم پیش از این. امشب، دوباره‌بینی‌اش قسمت شد به علاوۀ سیندرلای دو که ماجراهای زندگیِ پرنسس خانوم بود بعد از آن داستان یک لنگه کفش و ازدواجش. آدم این کارتون‌های رؤیایی را که می‌بیند دلش پُر می‌شود از آرزو! امّا، کجای دنیای کریه‌منظر ما می‌شود یک خانومِ فرشتۀ نجات پیدا کرد که چوب سحرآمیز داشته باشد؟ حالا تو هی هر صبح، خیسِ گریه باشد بالش‌ات!!! فریادرس کو؟

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. مهتاب در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    گشتم نبود نگرد نیست !

  2. مهشاد در ۸۷/۰۵/۱۵ گفت:

    حسابی زدید تو کار کارتون ها خانوم اما فریاد رس را گمانم گه گاه پیدا میشود نه با چوب سحرآمیز که گاه با حرفها و سخن های سحرآمیز…

دیدگاه خود را ارسال کنید