<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: از آسمون بارون می‌یاد لی لیا</title>
	<atom:link href="http://fourstar.ir/1387/05/25/it-is-raining-from-the-sky-lilia/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://fourstar.ir/1387/05/25/it-is-raining-from-the-sky-lilia/</link>
	<description>شروع یک رؤیای نو</description>
	<lastBuildDate>Sun, 07 Mar 2010 11:18:43 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: زنی که از دماغش متولّد شد &#171; چهار ستاره مانده به صبح</title>
		<link>http://fourstar.ir/1387/05/25/it-is-raining-from-the-sky-lilia/comment-page-1/#comment-3528</link>
		<dc:creator>زنی که از دماغش متولّد شد &#171; چهار ستاره مانده به صبح</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://fourstar.wordpress.com/?p=979#comment-3528</guid>
		<description>[...]    مجموعه داستانِ تازه‌ی آقای فرهنگی که یادتان هست؟ از آسمون بارون می‌یاد لی‌لیا. شایان ذکر است که ما داغ داغ خواندیم‌اَش و لذّت‌اَش را [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...]    مجموعه داستانِ تازه‌ی آقای فرهنگی که یادتان هست؟ از آسمون بارون می‌یاد لی‌لیا. شایان ذکر است که ما داغ داغ خواندیم‌اَش و لذّت‌اَش را [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سارا کوانتومی</title>
		<link>http://fourstar.ir/1387/05/25/it-is-raining-from-the-sky-lilia/comment-page-1/#comment-3527</link>
		<dc:creator>سارا کوانتومی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://fourstar.wordpress.com/?p=979#comment-3527</guid>
		<description>خوب من که از اول گفتم دوست ندارمش. گفتم رامونا و نیکولا رو دوست دارم.
تو گفتی رامونا رو نمی شناسی ولی نیکولا رو عاشقشی.

&lt;strong&gt;آره. بعد که جواب کامنت قبلی‌ات رو دادم، یادم اومد چی گفته بودی اون وقت. آره، داستان‌های نیکولا خیلی خوب بود. این جودی ولی ...&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب من که از اول گفتم دوست ندارمش. گفتم رامونا و نیکولا رو دوست دارم.<br />
تو گفتی رامونا رو نمی شناسی ولی نیکولا رو عاشقشی.</p>
<p><strong>آره. بعد که جواب کامنت قبلی‌ات رو دادم، یادم اومد چی گفته بودی اون وقت. آره، داستان‌های نیکولا خیلی خوب بود. این جودی ولی &#8230;</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سارا کوانتومی</title>
		<link>http://fourstar.ir/1387/05/25/it-is-raining-from-the-sky-lilia/comment-page-1/#comment-3526</link>
		<dc:creator>سارا کوانتومی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://fourstar.wordpress.com/?p=979#comment-3526</guid>
		<description>خوب ما که این کتاب رو نمی خونیم چون شما خوشت اومده.
البته فکر کنم داریم به مثال نقض می رسیم برای نظریه من.
جودی دمدمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوشت اومد ازش؟
&lt;strong&gt;
هنوز که نخوندم این کتابو. ولی شما بخونش شایدم ... جودی دمدمی رو دوست نداشتم راستش ... &lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوب ما که این کتاب رو نمی خونیم چون شما خوشت اومده.<br />
البته فکر کنم داریم به مثال نقض می رسیم برای نظریه من.<br />
جودی دمدمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟<br />
خوشت اومد ازش؟<br />
<strong><br />
هنوز که نخوندم این کتابو. ولی شما بخونش شایدم &#8230; جودی دمدمی رو دوست نداشتم راستش &#8230; </strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
