هنوزم خاطرم با خاطرهاَت میلی دارد …
برای شما با محبّت و علاقه
از دیشب، به این فکر میکنم اگر آن موقع، اصلاً نرسیده بودم و همدیگر را ندیده بودیم چی از زندگی جفتمان کم میشد؟ خیال کن، مثلاً من با همان دختری میرفتم که توی ایستگاه امام خمینی اشتباه گرفته بودمش با تو و گیر داده بودم بهش که هوی خانوم! تو با من قرار گذاشتهای! دختر گفت که او هم با کسی قرار دارد ولی، کسی که میشناسدش و آن کساَش من نیستم! من و تو همدیگر را نمیشناختیم. تو که من را دیدی، گفتی: آره معمولی هستی. خیلی هم. قیافهام را میگفتی. من خندهام گرفت. تو تقریباً میشود گفت ساکت بودی. سینما هم که رفتیم، خوابیدی. من خیلی نگاهت کردم. لابُد به حرفهایمان هم فکر میکردم. یادت که هست؟ بار اوّل در یاهو مسنجر، سلام نکرده بودی هنوز که پرسیدی: تو عاشقی؟ من خندیده بودم و بعد، دیدی که کمی تا قسمتی اوضاع و احوالِ مشابهی داشتیم. هرچند از یادداشتهای وبلاگی ِ آن وقتمان هم پیدا بود که مشترکاتی در بین هست که الان، … دیشب، خیلی شنگول بودم من. از همان پارسال هی توی فکر چنین روزی بودم تا سورپرایز بشود برایت ولی، بودی که. دیدی که. من گفتم. تو گفتی و دستآخر، … شاید بشود با بیخیالی طی کرد. من که انس گرفتهام به این روزهایم، تو هم که … امّا، … متعجّباَم از خودم، گاهی دلم تو را میخواهد تا فقط ما وجود داشته باشیم!


مرداد ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۳:۴۱ ب.ظ
ما که منتظر می مانیم. فقط خدا کند خبر خوشی تکان دهنده ای داشته باشی که فکرمان را حسابی مشغول کند طوری که خواب از سرمان بپرد.
در ضمن
منزل نو مبارک خانومی.
سلام خانوم. فکر … خواب … تکاندهنده … واسه ما یه کمی اینطوری بود ولی، خیاط رفیق خوبی است
از محبت شما خیلی خیلی ممنونم
Reply
مرداد ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۴:۲۲ ب.ظ
آخ جون من خیلی فضولم :دی
Reply
مرداد ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۷:۳۱ ب.ظ
مبارک ها باشه…
من نوشته های خیاط باشی رو دوست دارم !خواننده ی همیشگیشم اما می ترسم از تو هم بد اخلاق تر باشه رویا جونم…
بهش نگی ها !
بوس بوس….
با آ رزوی بهترین ها برای رویا و دوست نازنینش خیاط باشی…
الان اصلن خیاط باشی در جریان نیست. من بداخلاااااااااااااقام دختر جان؟ ای بشکنه دستی که نمک نداره … ای
Reply
مرداد ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۷:۳۲ ب.ظ
هی چقدر من تنهام!!!
اِ آناهیتا شما بالاخره فضولی یا تنها؟ تنهااااااا؟ اگه به آقای همسرتون راپورت ندادم.
Reply
مرداد ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۷:۰۷ ق.ظ
مبارکه
Reply
مرداد ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۸:۴۰ ق.ظ
من هم در جریانم هم بداخلاق
اینم از اعلام نظر کارشناسی خیاط
Reply
مرداد ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۶ ق.ظ
سلام رویا بانو
هم عیدت مبارک، هم این دوستی های زیبایت!
همین ها!!
Reply