چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

گفتم کمرم گرفته، نگفتم دلم. می‌توانستم ششصد و هفت‌باری را بهانه کنم که دیروز به قدر سه طبقه، هی پله‌ها را بالا رفتم و پایین آمدم. بهانه کردم و گریه کردم، نرم‌نرم اشک ریختم و خیال نکردم که آدم می‌تواند با جابه‌جایی چند متغیر و کمی منطق، حس دیگری داشته باشد. پس گریه کردم. گریه بر حرف‌هایی که نمی‌گویم و خلاصه‌اش می‌شود دوست‌داشتن تو و لندن که پس از تهران، دوست‌داشتنی‌ترین مکانِ جهان است.  

۷ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. anahita در ۸۷/۰۶/۰۱ گفت:

    tefli roya!london hamchiinam dost dashtani nista!

  2. anahita در ۸۷/۰۶/۰۱ گفت:

    albate midonam harja ke … adam bashe ghashangtarin jaye donyas!

  3. anahita در ۸۷/۰۶/۰۱ گفت:

    چرا اس ام اس ندادی رویا جونم!؟

    الان دیگه اس‌ام‌اس هم فرستادم برات. حالا چرا شماره‌ی منو پاک کرده بودی شما؟

  4. زهره در ۸۷/۰۶/۰۱ گفت:

    سلام !خدا قوت!!اگه کمک می خوای از را ه دور در خدمتیم!!خوشحالم که در همه حال آن لاینی !!باید یک اسمی با پسوند آن لاین برات درست کنم که البته خودت و بقیه هم می تونید کمک کنید!!!
    رویا آن لاین یا شاعر آن لاین یا وبلاگ نویس ترین آن لاینیا آن لاین آن لاینها(ناراحت نباش یک اسم خوب پیدا می کنم)
    لندن را هم فراموش کن بیا بریم کانادا!!!

  5. آناهیتا در ۸۷/۰۶/۰۱ گفت:

    من پاک نکرده بودم خانوم!یه بار دیگه هم گفتم ! گوشیم و اومدم روش برنامه بریزم قاطی کرد!بعد دادم دوباره برش گردوندن.تلفنتم توی سیم کارت سیو نبود پرید.

    اوکی. بله. گفته بودین. ملتفت شدیم.

  6. آناهیتا در ۸۷/۰۶/۰۱ گفت:

    رویا جونم اینقدر غصه نخور!گریه خوبه ها! اما دلو خیلی می سوزونه باور کن. من ایتقدر گریه می کردم که پدر معدم در اومد. یهو یه روز میرسه میبینی ای داد بی داد!برا چیا که الکی غصه نخوردم! اینا نصیحت نیست ها!

    ممنونم خانوم که به فکر مایی. ما مصداق بادمجون بم هستیم. خوبیم. بی‌خیال. شاد زی.

  7. استثناء دارد البته « چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۰۶/۱۰ گفت:

    […] البته! استثناء‌های فوق‌العاده‌ای هم! یکی‌شان مثلاً ایشان که من پشتِ رفتن‌اَش، بارانِ گریه بودم! و با سلام و […]

  1. 1 بازتاب

  2. شهریور ۱۰, ۱۳۸۷: استثناء دارد البته « چهار ستاره مانده به صبح

دیدگاه خود را ارسال کنید