چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

قرار نبوده و نیست که هیچ مددکاری در هیچ کجای عالم، بشود یک آدم مکانیکی و ماشینی که هی خودش را کنترل کند و همه‌ی کارهایش درست باشد که آشفته نشود و سردرگم نباشد و مضطرب نگردد … ووو … یعنی، مددکار ِ این مدلی اصلاً می‌تواند آدم باشد؟ که واقعی باشد؟ هیچ مددجویی به چنین مددکاری نیاز ندارد که کامل و آرام باشد با یک چوب سحرآمیز که از پسِ حل ِ تمام مشکلات دنیا برآید! مددجو یکی را می‌خواهد که عینهو خودش آدم باشد، کسی که نگران‌اَش باشد، احساسات‌اَش را درک کند و اضطرارش را بفهمد. همین. مگراین‌که شما لیسانس‌ ِ مددکاری‌تان را طور ِ دیگری گرفته باشید! آخر به ما فقط چنین اصولی را یاد داده‌اند!!!

(+)

۱ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. weblogchi در ۸۷/۰۶/۰۶ گفت:

    کی به کیه
    مملکت آزادیه
    مطلب جالبی بود 🙂

دیدگاه خود را ارسال کنید