چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

گویی اینجا کسی بوده که تو با او تماس برقرار کرده‌ای، کسی که قبلاً کارهایی را برای او انجام داده‌ای و کارهایی به همراهی او کرده‌ای. کسی که برای تو معنی خاصی داشته است. حالا، وای! او با گفتن اینکه تو خوب نیستی، توی صورت تو کوبیده است. و این واقعاً آن‌چنان عمیق و کاری است که تو به سختی قادر به تحمّل آن هستی.۱

 

۱ . بخشی از یک مشاوره است. کلیک کنید بر روی لینک اگر می‌خواهید متن کامل‌اَش را بخوانید. من خیلی دوست می‌دارم آن را. در راستای کمک‌رسانی به خودم، ناگزیر دوباره بهش رجوع کردم. دست‌کم خودم درد خودم را می‌فهمم. خودم دل می‌سوزانم برای خودم، خودم رفاقت می‌کنم با خودم. بس است همین هم.

۳ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. مهتاب در ۸۷/۰۶/۱۴ گفت:

    من الان متوجه شدم که تو تمام این مدت آپ می کردی و من خبر نداشتم!

    چیزی رو هم از دست ندادی. بلکه هم خوب بود این بی‌خبری 🙂

  2. سارا کوانتومی در ۸۷/۰۶/۱۴ گفت:

    دوست می دارمت. مشاور سر خود بودنت را هم.

    چاکرتیم خانوم

  3. سارا کوانتومی در ۸۷/۰۶/۱۴ گفت:

    ما اگه بخوایم انلاین با شما حرف بزنیم باید چی کار کنیم خانوم. یه کمک می خوام.

    ما در خدمت هستیم.

دیدگاه خود را ارسال کنید