چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

شهر گربه‌هاعروسی سگ‌هامهمانی گرگ‌ها

 

به فرض اگر والده‌ی بچّه‌ای هم باشم، محال است هیچ‌کدام از سه قصّه‌ی شهر گربه‌ها، عروسی سگ‌ها و مهمانی گرگ‌ها را برای بچّه‌اَم بخوانم! خیال هم نمی‌کنم هیچ بچّه‌ی سالمی! رغبت کند به خواندنِ  آنها یا حوصله کند برای شنیدن‌اَش! این نثر ِ مثلن آهنگین با آن قصّه‌ی طولانیِ بی‌مزه‌ی نه‌جذاب، مقتضیِ اوضاع و شرایطِ دورانِ محروم ِکودکی ما هم نمی‌توانست باشد چه برسد به بچّه‌ی امروز که با کارتون‌های جینگول بزرگ می‌شود و فانتزی‌های تخیّلی – هیجانی ِ هری‌پاتر و غیره. شخصیّت‌هایی مانند “ننه‌بالا” و “اکبرو” و حدودِ ساده‌ی یک دهاتِ کم‌جمعیّت و فعلِ امروزه بی‌کاربردِ جاروکشی کجا می‌تواند مؤثر واقع شود در انگیزه‌پروری برای ایجادِ شوقِ کتاب‌خوانی در کودکِ حالای ماهواره دیده و اینترنت چشیده؟!!! با همه‌ی این حرف‌های منفی، پیامِ اخلاقیِ قصّه‌های این سه کتاب نکته‌ی خیلی مثبتی است؛ دوستی و یک‌نوع‌هم‌زیستی مسالمت‌آمیز میانِ گربه‌ها و سگ‌ها و گرگ‌ها! یک‌جور سنّت‌شکنی در روابطی که سنگ‌ِبنای آنها تضاد بوده است و دشمنی، تا در میانِ گربه‌ها و سگ‌ها و گرگ‌ها تفاهم حاصل ‌شود و دوستی. بعد، وقتی می‌رسی ته قصّه با خودت فکر می‌کنی عجب بدْروزگاری است که آدمِ این دوره و زمانه، به قدرِ گربه‌ها و سگ‌ها و گرگ‌های همین افسانه‌های بی‌مزه هم! مَردی و دوستی سَرَش نمی‌شود! آن‌وقت، تویی که دوباره غصّه‌اَت می‌شود ….

۵ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. فاطمه در ۸۷/۰۷/۰۵ گفت:

    سلام.خانم چهار ستاره.ممنون که مارو فراموش نکردی.چند دفه اومدم نتونستم نظر بگذارم.امید وارم موفق باشی.

    من قصه گلابتون وهفت کچلون روخیلی دوست داشتم.اون زمان برای بچه ها خریده بودم. کتاب قصه های کودک دراین زمان نه نقاشیش قشنگه نه موضوعش.

    راستی ممکنه شما که هنر امتحان دادید . کتابهای کنکور هنر را به ما معرفی کنید.ممنونم.

    خواهش می‌کنم فاطمه خانوم. از ما هم سلام و خسته نباشید. درباره‌ی کنکور، حتمن خدمت‌تون عرض می‌کنم.

  2. مهتاب در ۸۷/۰۷/۰۵ گفت:

    چه باغ وحشیه D:

  3. hooman در ۸۷/۰۷/۰۵ گفت:

    inja chera bazi postash nemishe com goasht 😀
    movafagh bashid

    مرسی. شما هم. همه‌چی‌مون به همه‌چیمون می‌آد خب. نه؟ چشمک

  4. آرزو در ۸۷/۰۷/۰۵ گفت:

    به به!

    کامنت دانی را گشودید

    دلم پوسید ننه بس که اومدم و حرف هام رو ننوشتم

    الهی فدای دل شما خانوم مهربوووووون

  5. نارگل در ۸۷/۰۷/۰۶ گفت:

    هر دو قسمت رو خوب اومدی. هم در مورد بی استفاده بودن این قبیل نوشته ها برای کودک امروز هم نتیجه اخلاقی ای که از داستان گرفتی!
    تازه اسم کتابها هم خودش مساله ایه.
    حالا شهر گربه ها عیبی نداره ولی عروسی سگها واقعا مزخرفه و اگه این کتاب سه گانه نبود هیچ پدرومادری حاضر به خرید کتابی با این عنوان نمی شدن. عروسی سگها!!!
    و همینطور مهمانی گرگ ها برای بچه هایی که بدون استثنا گرگ رو حیوونی بدجنس و وحشی می‌شناسن قطعا جالب نیست به مهمونیشون برن و برای بزرگسال ها سکوت بره ها رو به ذهن متبادر می‌کنه!

دیدگاه خود را ارسال کنید