چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

دروغ‌گویی سیستمی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. لیکور (liquor) یک راه خارج شدن از آن است و مرگ یک راه دیگر. … در بعضی موارد من بهتر از دیگران نیستم. بعضی وقت‌ها بدتر هم هستم برای اینکه من یک زندگی پَست دارم. شاید آنهایی که زنده هستند دروغ را می‌سازند و تقریباً باید بگویم توافق با حقیقت مرا زنده نگه نمی‌دارد.

گربه روی شیروانی داغ، ص ۹۸

۴ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. آینه های ناگهان در ۸۷/۰۷/۱۱ گفت:

    نچ نچ هیچ وقت دروغ نگو کار بدیه

  2. علی هوشمند در ۸۷/۰۷/۱۱ گفت:

    عید بر رویا مبارک !

  3. گربه روی شیروانی داغ « چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۰۷/۱۱ گفت:

    […] + مرتبط:  دروغ […]

  4. دروغ (2) « چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۰۷/۱۱ گفت:

    […] + دروغ (۱) […]

  1. 2 بازتاب

  2. مهر ۱۱, ۱۳۸۷: گربه روی شیروانی داغ « چهار ستاره مانده به صبح
  3. مهر ۱۱, ۱۳۸۷: دروغ (2) « چهار ستاره مانده به صبح

دیدگاه خود را ارسال کنید