چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

مادر در جملات پدر؛ البته نه با صراحت؛ زنی می‌نماید که هرچند ناگزیر ولی باید با یکی از اشیاء کابوس‌های پدر درهم‌آمیزد و پدر صدای ناله‌ی شهوانی‌اَش را بشنود. برای همین چیزهاست که پدر مرا حاصل تجاوز، آن کلمه‌ی مشئوم به مادر می‌داند.

اسفار کاتبان، ص ۹۴


۳ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. علی در ۸۷/۰۷/۱۵ گفت:

    چقدر خوشگل بود

  2. محمد امین عابدین در ۸۷/۰۷/۱۵ گفت:

    سلام و احترام

    همین که سر می زنید خوب است و گوارا.

  3. سارا کوانتومی در ۸۷/۰۷/۱۶ گفت:

    چی بگم؟
    خودت خوبی؟ نمیای از این ورا؟

دیدگاه خود را ارسال کنید