چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

080

هزار سال دراین آرزو توانم بود
تو هر چه دیر بیایی هنوز باشد زود
تو سخت ساخته می‌آیی و نمی‌دانم
که روز آمدنت روزی که خواهد بود
زهی امید شکیب آفرین که در غم تو
ز عمر خسته‌ی من هر چه کاست عشق افزود
بدان دو دیده که برخیز و دست خون بگشای
کزین بد آمده راه برون شدی نگشود
برون کشیدم از آن ورطه رخت و سود نداشت
که بر کرانه‌ی طوفان نمی‌توان آسود
دلی به دست تو دادیم و این ندانستیم
که دشنه‌هاست در آن آستین خون‌آلود
چه نقش می‌زند این پیر پرنیان‌اندیش
که بس گره ز دل و جان سایه بست و گشود

هوشنگ ابتهاج

۱۳ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. لاله در ۸۷/۰۸/۲۴ گفت:

    عاشق این قسمتش شدم :

    دلی به دست تو دادیم و این ندانستیم

    که دشنه‌هاست در آن آستین خون‌آلود

  2. محمد امین عابدین در ۸۷/۰۸/۲۵ گفت:

    این وبلاگ را دوست دارم چرا که حرفهای درست و به موقع در آن فراوان یافت می شود.

  3. parzhin در ۸۷/۰۸/۲۵ گفت:

    سلام سلیقه ات تو انتخاب شعر حرف نداره.
    خیلی وقته بهت سرنزدم خوبی خانم؟

  4. روزها و سوزها در ۸۷/۰۸/۲۵ گفت:

    انتخاب زیبایی بود دوست عزیز .
    لذت بردم .فضای وبلاگتان را دوست دارم و لینکتان کردم .
    به حال و هوای پاییزی روزها و سوزهای من هم سری بزنید …

  5. سارا در ۸۷/۰۸/۲۶ گفت:

    حالا خوبی؟ من می خوام از این جا فقط پالس مثبت عشق بیاد. باید یه سفر بری پیش ملیحه…

  6. فرهنگي در ۸۷/۰۸/۲۷ گفت:

    خوشحالم که کماکان با انرژی می خوانی و می نویسی. خسته نباشی

  7. همون در ۸۷/۰۸/۲۷ گفت:

    دلی به دست تو دادیم و این ندانستیم

    که دشنه‌هاست در آن آستین خون‌آلود

    خدایی این قسمتش اخر ستمه ها :دی

  8. همون در ۸۷/۰۸/۳۰ گفت:

    your web is very sooooosoooool:D

  9. مجید لطیفیان در ۸۷/۰۸/۳۰ گفت:

    ای که وبلاگت قشنگ و دلرباست / شهرت وبلاگ تو بی انتهاست
    پیش تو من چون مگس خوار و ذلیل/ وسعت تو از قطر تا آنگولاست

    بده در راه خدا لینک به ما / دل غمگین مرا شاد نما
    هیت من در گرو لینک شماست / ای فدای سر بی موی شما

    در راه خدا لینــــــــک بده به بنده ای دوست
    لینکی که تو می‌دهی به من بس نیکوست

    تو که ناداده‌ای لینکی به بنده / کامنتی هم ندادی بهر خنده
    بگو ای دلبر بالا بلندم / بهای یک عدد لینک تو چنده؟

    در گوشه‌ای از بلاگ خود لینکم ده / ای با‌پدر و برادر و مادر و خواهر!

    من نیز تو را لینک نمودم ای عزیز

  10. فاطمه در ۸۷/۰۸/۳۰ گفت:

    سلام.ممنون از مطالب و معرفی کتابها.

  11. جلال در ۸۷/۰۸/۳۰ گفت:

    کجایی دختر؟ من نگرانت هستم.

  12. hooman در ۸۷/۰۹/۰۱ گفت:

    khooooooooooobi?

  13. راد در ۸۷/۰۹/۰۱ گفت:

    ماشالا خوب پرکار شدی.

    نگاهی به مطالبی که نخوانده بودم انداختم. درباه مهسا محب علی هم به شدت کنجکاوی ام بیشتر شد. یکی از دوستان شاگرد کلاس های داستان نویسی اش است. تعریف های تو تعریف های او را کامل کرد.

    شاد باشی

دیدگاه خود را ارسال کنید