چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

دو خانه

سه خیابان

چهار کوچه

ای کاش فاصله این بود.

چند بهار و تابستان

چندین پاییز و زمستان

فاصله کاش همین بود.

اکنون ساعت‌ها و سال‌ها

و پس از این فاصله همیشه است

فرصت کوتاه است

چه‌قدر دلم می‌خواهد شعری بلند بنویسم

در امتداد لبخند تو …

«محمود تقوی تکیار»

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. آينه هاي ناگهان در ۸۷/۰۹/۱۲ گفت:

    با این شعرا آتیش میزنی به دلم

  2. آینه های ناگهان در ۸۷/۰۹/۲۲ گفت:

    رویا اشک منو در میاری.دلمو آتیش میزنی.بغض توی گلومو بزرگتر میکنی.هق هق منو بلند می کنی.کاش بمیرم رویا.فقط کاش بمیرم و نباشم.چقدر باید صبور باشم؟چند روز ؟چند هفته؟ چند سال؟چقدر؟چقدر؟چقدر؟؟؟؟؟

دیدگاه خود را ارسال کنید