چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

بیا که در غم عشقت مشوّشم بی تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی تو
شب از فراق تو می‌نالم ای پری رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی تو
دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا
همیشه زهر فراقت همی چشم بی تو
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی تو
پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

«سعدی»

 

۳ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. عباس صفاري در ۸۷/۰۹/۱۸ گفت:

    شما کی هستی
    آدم لذت می بره وقثی مردم از کارش استقبال می کنند
    خیلی بیشتر از تعریف و تمجید منتقدین

  2. حامد در ۸۷/۰۹/۲۳ گفت:

    اولین بار این شعر رو از زبان مهدی احمدی در فیلم «شب‌های روشن» شنیدم.

دیدگاه خود را ارسال کنید