شبهای روشن – ۱

:: از آدمهای بزرگ مجسمه ساختیم و دورش نرده کشیدیم. اگه کسی حرفِ این مجسمهها رو باور کنه، باید بین خودش و مردم نرده بکشه… من این حرفها رو باور کردم. اصلاً باورکردنی هست؟ … توانا بود، هر که دانا بود. واقعاً؟ … من با اینها غریبهام … با مجسمهی آدمها … با آدمهای مجسمه …
:: اینجا نمیشه به کسی نزدیک شد، آدمها از دور دوستداشتنیترند.
:: شاید میترسم … شاید خیالاتیام و میترسم با پیدا کردنِ دوست مجبور بشم از خیالبافی دست بردارم … امّا اگه دو نفر به قیمت دوستی، مجبور بشن تا آخر عمر بههم دروغ بگن، بهتره تنهایی بشینن و به چیزایی فکر کنن که دوست دارند.
:: اینجا ساختمونها بیشتر از آدمها حرف میزنند یا لااقل من حرفهاشون رو راحتتر میشنوم؛ یکی میگه قراره من رو بکوبن و دوباره بسازن … یکی دیگه از طبقات تازهاش میگه …

آذر ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۸:۱۶ ق.ظ
حالا چرا گیر دادی به شب های روشن؟؟!!! حالا اون بنده خدا یه حرفی زد؟
دو بار این فیلمو دیدم. حالا می رم بقیه پستاتو بخونم.
Reply
آذر ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۸:۲۶ ق.ظ
گیر چیه آقا؟ من فکر کنم هزاربار (با اغراق) دیده باشم این فیلم رو. مشغول دورهی فیلم هستم.
Reply
آذر ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۹:۲۶ ق.ظ
خانم ستاره گرامی
در بخش نامه ها به نامه محبت آمیز شما پاسخ دادم با احترام عباس صفاری
Reply
آذر ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۴ ق.ظ
ممنونم آقای صفاری عزیز. کلمات پُرمحبّت شما رو خوندم و کلّی کیفور شدم. حالا دیگه دارم ایمان میآرم شاعران وارث آب و خرد و روشنیاند.
Reply
آذر ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۷ ب.ظ
[...] ++ [...]
بهمن ۲م, ۱۳۸۷ در ۶:۲۱ ق.ظ
کارتون عالیه
به نظر من که هر جی فیلم شب های روشن رو ببینی بیشتر شیفتش میشه دیوانه کننده است از عالی هم عالی تره
Reply
آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۲:۱۴ ب.ظ
بین فیلمای ضعیفی که ساخته میشند (متاسفانه) امثال فیلم شبهای روشن بارقه امید هستند. فیلم رو دیدم و بسیار لذت بردم و با شخصیت استاد هم زاد پنداری کردم. نکته جالب در مورد فیلم اینه که میتونی چندین بار ببینیش و هر بار ۱ نکته جدید ازش درک کنی.
Reply