چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. رواني در ۸۷/۰۹/۲۷ گفت:

    سلام دوستم خوبی؟
    خیلی خیلی از این دیالوگ ها کیفور شدم همش میخواستم بیام نظر بزارم این درسهای لعنتی وقتمو میگیره

  2. بر ساحل سلامت » Blog Archive » شبهای بی پایان انتظار در ۸۷/۱۰/۰۳ گفت:

    […] نمی دانم تکلیف دل را می شود یکسره کرد یا نه؟  داستان شبهای روشن من هنوز پایان […]

  1. 1 بازتاب

  2. دی ۳, ۱۳۸۷: بر ساحل سلامت » Blog Archive » شبهای بی پایان انتظار

دیدگاه خود را ارسال کنید