چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

«هیچ‌کس او را به جای یک خانم نخواهد گرفت؛ برق شکاک چشم‌هایش، سیمای عاقل و آگاهش او را لو می‌دهند. خانم‌های حقیقی بهای چیزها را نمی‌دانند، آن‌ها گزاف‌کاری‌های زببا را دوست دارند؛ چشم‌هایشان گل‌های قشنگ معصوم‌اند، گل‌های گرم‌خانه.»

تهوع (Nausea) – ژان پل سارتر (Jean Paul Sartre)

۱ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. farzaneh در ۸۷/۱۲/۰۵ گفت:

    nice 🙂

دیدگاه خود را ارسال کنید