چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

«زن بایسته، آفریده‌ی نوینی است. ساده امّا خوش‌پوش است. رفتار، حرکات و اجزای لباس‌اش حالت و شیوه‌ی مخصوصی دارند. به خودش مطمئن است ولی خود‌خواه نیست. در فصل‌های مختلف سال در جاهای ویژه‌ای نمودار می‌شود. زن بایسته از زن بورژوا کاملن متمایز است. در لباس و آرایش خود احساس آرامش می‌کند و هیچ‌چیز آزارش نمی‌دهد. لباس و آرایش‌اش با شخصیّت‌اش هم‌آهنگ است. برای هدیه چیزی جز گل دریافت نمی‌دارد، آن هم نه از هر کسی. از مذهب با شما سخن می‌گوید ولی به‌ندرت به کلیسا می‌رود. معتقد است که مذهب در حال‌حاضر یعنی من و شما، یعنی مالکیّت، یعنی آینده‌ی فرزندان‌مان. آه از خودخواهی دست برداریم! فردگرایی بیماری دوران ما است و مذهب درمان آن. مذهب، خانواده‌هایی را که قوانین شما متلاشی می‌کنند، به هم پیوند می‌دهد.»

پیر دختر (La Vieille Filleاونوره دوبالزاک (Honoré de Balzac)

۶ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. صدرا در ۸۷/۱۱/۲۷ گفت:

    سلام. می گن بچه زدن… داره! 🙂

  2. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۱۱/۲۷ گفت:

    صدرا، بچّه که شما باشی، زدن هم داری. زیااااااااااد

  3. آينه هاي ناگهان در ۸۷/۱۱/۲۷ گفت:

    واقعا اینطوره؟

  4. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۱۱/۲۷ گفت:

    واقعن که نمی‌دونم. آقا بالزاک این رو گفته،‌پای خودش عقوبت و راست و دروغ‌اش.

  5. رواني در ۸۷/۱۱/۲۷ گفت:

    یعنی نباید رژ بزنیم با سایه بعدشم لباس خوشگل بپوشیم؟

  6. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۱۱/۲۸ گفت:

    باید/ نباید ندارد. من که فکر می‌کنم زن بایسته یعنی هر زنی که بلد است خودش باشد.

دیدگاه خود را ارسال کنید