چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

۱۳ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. آينه هاي ناگهان در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    تلافی تمام روزایی که نیومدی رو درآوردی
    مشت اضافه خواستی من در خدمتم

  2. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    من هر بری که به روز شده است «آینه‌های ناگهان» خوانده‌ام و لذّت برده‌ام از زیبایی دل‌نوشته‌های عزیز و شعرهای دل‌انگیزتان منتها بابت نوشتن کامنت کم و بیش، هی عذر و تقصیر شده است. مطمئن باشید که حواس‌ام خیلی جمع شما هست بانو جان

  3. چی بگم؟ در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    خوش به حال کسی که تو عاشقش باشی …

  4. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    چی‌ بگم؟

  5. نسیم در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    هی فلانی

    بگوییم این آقای کلبه دنج بیاید برایت بنویسد که به تو نمی آید دلت بخواهدتوی دهان کسی مشت بزنی

    بعد من برم جوابش را بدهم که چرا اتفاقا خیلی هم به تو می آید؟؟؟؟

    خشن نباش پس

  6. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    نسیم جان، نگا منُ. بهم می‌آد یعنی؟ منُ خشونت؟ :)))))))) تو رو خدا

  7. رواني در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    خاله جون نباید بزنی تو دهن کسی گناه داره

  8. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    گناه که داره، باید یه راست و دربست بفرستمش جهنم. چشمک

  9. همون در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    جان من اگر ما را اسگول کرده ای بگو کرده ام اگر نه چرا دروغ می گویی اخر برادر من این چه وضعی است که ما هر بار که می آییم می بینم شما خانه تکانی کردید و رفتید منزل جدید خوب ما هم وسوسه می شویم ها ها

  10. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    بعد، من ام‌روز این‌قدر فکر کردم بهت مجبور شدی کامنت بذاری دختر جان؟ کلی خوش‌حال شدم. از وسوسه‌ی شما استقبال می‌کنم خانومی

  11. همون در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    اون بالا رو می شه عوض کرد همون گفته یعنی چی بکنش همون فرموده …جدا خیلی خوشحالم که هنوز زنده ای ..اون هم این قدر ..من هم یک مدت زنده نبودم اما دوباره زنده شدم الان خیلی دز زندگیم زده بالا …اما در مورد پستت بله باید زد توی دهانش اصلا باید یک کف گرگی رفت تو صورتش ویک ی تا پرنده در دلش ..و سر انجام یک ضربه به سیب گلو و فاتحه …

  12. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    فکر کردم دیگه ریق رحمت و مقیم آخرت شدی دختر، خوش‌حال‌ام که هستی. باورت نمی‌شه ام‌روز کلی تو فکرم بودی. الان مشت و اینا بی‌خیال بیا بغل که دل‌تنگ بودم برات

  13. همون در ۸۷/۱۲/۰۱ گفت:

    اولا در مورد مطلبی که در مورد نظرم گفتی دور از جان روم به دیفار گلاب به روتون همان قضیه بغل و این حرف ها را می گویم شما چه قدر بی جنبه هستید تا شنیدید ممد خاتمی کاندید گشته فکر کردید باز ازدی است …و وبلاگ ها ازاد می شود و سایت ها را الکی فیلتر نمی کنند و شما می توانید از هر نوع واجه قبیحه اعم از بغل و ماچ فرانسوی یا امریکایی و وتکا و دنسینگ و این حرف ها بگویید نه عزیزم هر وقت این جناب امد گشت های ارشاد را جمید دانشگاه ها را از فاطی کماندو ها خالی کرد ..ان وقت شما هم از این حرف ها بزنید …حالا ما خط قرمز را می شکنیم و می گوییم ::گوگولی دوستت داریم …مرسی به فکر مایی ما هم به فکر شما هستیم زیاد تا !

دیدگاه خود را ارسال کنید