چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

«زندگی همه‌اش بازی است. بچه‌ها با ترکه بازی می‌کنند و توپ و بادبادک. بزرگ‌ها با فکرهایشان. فرقش این است که بچّه‌ها جدی می‌بینند و بزرگ‌ها جدی می‌گیرند. بزرگ‌ها به بچّه‌ها می‌خندند و بچّه‌ها بزرگ‌ها را قهرمان می‌دانند. دوره‌ی بچّگی است و بازی‌هایش. بازی‌ها و قصّه‌ها. سوار یک ترکه می‌شدیم و به اسب سفیدمان هی می‌زدیم. می‌رفتیم که دختر شاه پریان را از طلسم عفریته‌ی جادو نجات بدهیم و نجات می‌دادیم. این چیزی نبود. حتّا به ابرها که نگاه می‌کردیم فرشته‌ها را روی بال‌های آن‌ها می‌دیدیم. آوازشان را می‌شنیدیم صداشان می‌کردیم. از بچّه خرگوش‌ها و جوجه گنجشک‌ها کمتر نبودیم. طبیعت بازی را بیشتر دوست دارد. بخور. بازی کن. بخواب. فکر را بگذار کنار. تا فکر نبود. زمین بهشت خدا بود. فکر که آمد شیطان نشست به تخت. فقط بچّه‌هایند که فرمان نمی‌برند. بچّه‌ها و بازی‌هایشان. پشت دیوار فکر و قانون. حالا من و تو هر وقت می‌رسیم به بن‌بست و از این جدی بودن عاصی می‌شویم به یاد بچّگی می‌افتیم و بازی‌هایمان. افسوس فایده‌ای ندارد. دست ما نبوده است که بزرگ شده‌ایم. فقط اگر سادگی و اعتقاد را که جوهر بازی‌ها و قصه‌هامان بود همراه‌مان می‌آوردیم حالا این‌قدر دست‌هامان خالی نبود.»*

 

* از سری کتاب‌های کیلویی؛ غصّه‌ای و قصّه‌ای (مجموعه داستان)، نوشته‌ی محمود کیانوش {این‌جا، این‌جا، این‌جا}، سازمان کتاب‌های پرنده آبی، چاپ اوّل ۱۳۴۴، ۵۰۰۰ نسخه، ۱۶۸ صفحه، قیمت ۲۵ ریال! + دانلود فایل pdf یکی از داستان‌های کتاب {این‌جا} و {goodreads}

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. آينه هاي ناگهان در ۸۸/۰۱/۲۰ گفت:

    چقدر دلم هوای کودکی هامو کرد

  2. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۸/۰۱/۲۰ گفت:

    باید کتاب رو بخونی. عالی بود. یکی از بهترین کتاب‌های کودکانه

دیدگاه خود را ارسال کنید