چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

اصلن، کاری ندارم که کتاب دا در سه ماه پس از انتشار به چاپ بیستم! {این‌جا} رسیده و چاپ چهلم اون در نمایش‌گاه کتابِ ام‌سال {این‌جا} عرضه می‌شه که پیشنهاد دادن این کتاب در مراکز دانش‌گاهی {این‌جا} هم تدریس بشه، که آقایون/ بانوانِ کارگردان‌ها و بازیگرها، {مثلن این آقای بازیگر، داریوش مهرجویی و بانوانِ هنرپیشه‌‌ی مکرّمه ایشون و اوشون با رؤیا خانوم‌شون} متفق‌القول می‌گن دا سینمایی‌ترین کتابی هست که تا الان منتشر شده و کارگردان‌ها عطش دارن برای اقتباس سینمایی از اون و بازیگرها پر از شوق و ذوق هستن برای نقش‌آفرینی در چنین فیلمی. عِرق ملّی و انگیزه‌ی شخصی‌اَم هم تحریک نمی‌شه وقتی بگن “کتاب دا متعلّق به همه‌ی مردم ایران است” امّا، وقتی می‌خونم یکی، خیلی ساده و صمیمی، یه گوشه‌ی وبلاگ‌اَش می‌نویسه: «کتاب دا رو تموم کردم. منقلب‌اَم. راستش از خودم خجالت می‌کشم. خوندن این کتاب رو به افراد زیر ۱۵ سال و کسانی که ناراحتی قلبی دارند توصیه نمی‌کنم.» هی با خودم فکر می‌کنم یعنی چه اتّفاقی می‌افته توی اون هشتصد صفحه‌ی کتاب دا، {این‌جا} که هی دلم می‌خواد یازده هزار تومان بیش‌تر پول داشته باشم!

tehran-bookfair-040

می‌گن؛ کتاب دا تلفیقی از زندگی، زن و جنگ است و حرف‌اَش این است که به مخاطب بفهماند “زندگی با زن معنا پیدا می‌کند” (این‌که بدیهیّات هستش البته) و ایضن می‌گن؛ این کتاب در سه بخش تدوین شده؛ در بخش اوّل صاحاب خاطرات درباره‌ی موقعیت، محل تولد و ماجراهایی که در بصره گذشته توضیح می‌ده. بخش دوّم با مهاجرت از بصره به خرم‌شهر شروع می‌شه که هم‌زمان با انقلاب و جنگ اتّفاق می‌افته. بخش سوّم امّا، زمان دقیقی نداره چون راوی به دلیل از دست دادن پدر و مشکلات و مصائبِ زندگی‌اَش دچار گم‌بودگی بوده در اون مقطع و غیره.

در ادامه می‌گن؛ با این‌که کتاب دا یک خاطره‌نوشت است و نویسنده‌ی اون حرفه‌ای نیست و تن‌ها در شکل کتابت و نه به اصالت کتاب نوشته شده امّا این خاطره‌گفت به شکل طبیعی در کنار هم قرار گرفته +  تصاویر خوب، مونولوگ‌ها و دیالوگ‌های جذّاب.

ضمنن می‌گن؛ برای درکِ کتاب دا، خوب است آدم دو کتاب “خرم‌شهر و جنگ” و “روزشمار جنگ تحمیلی” را هم بخواند.

×××

من می‌گم، گیرم کتاب دا شاه‌کار هم باشه، اصلن جنگ و صلح، که این خانوم‌های سادات هم خودِ تولستوی، چرا این‌قدر گرووووون؟ من می‌گم، چه‌قدر آدم یادِ “هزاران خورشید تابان” می‌افته با هم‌این شرح و توضیح خلاصه حتّا! من می‌گم، حال‌تون خوبه شما؟ یعنی چی برای درکِ یک کتاب، دو کتاب دیگه هم بخونیم؟ حالا ما بی‌کار، کلّن ملّت هم آره؟

×××

نظر شما چیه؟ کتاب دا رو اضافه کنیم به فهرستِ خرید؟

۲۰ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. پیچک سر به هوا در ۸۸/۰۲/۰۴ گفت:

    بله…
    به عنوان یه کتاب‌خور توصیه می‌کنم مطالعه‌شو.

  2. sara در ۸۸/۰۲/۰۴ گفت:

    خوندیش؟ ‌کتاب خوبیه؟ جدا از قیمتش! من می ترسم یه چیزی باشه مثل کتاب های رضا امیرخانی. مثل «من او» که به چاپ های بالا هم رسیده، اما حداقل ما که نتونستیم بخونیمش!

  3. منیره در ۸۸/۰۲/۰۶ گفت:

    🙂 ادرس بده بفرستم واست 🙂
    دارمش ولی نخوندمش
    یعنی میگی الان حسرت بخورم چرا گوش به حرف بابام نکردم و نخوندم؟

    همچنان و به صورت جدی میگم ادرس بده بفرستم واست

  4. همسفر در ۸۸/۰۲/۱۱ گفت:

    صد در صد . . . کتاب دا ، داستان نیست ! زندگیه ! واقعیت زهرا حسینی و همه کسایی که بودن و دیدن و کشیدن و یه افسانه باور نکردنی برای اوناییه که نبودن و نمی دونن که چی بود و چی شد ! دا رو بخونین لطفا . . . در ضمن کتاب دا در خیلی از شهر های کشور داره بین مردم رایگان توزیع می شه . فقط توصیه می کنم موقع خوندن کم نیارین ! به قول حبیب احمدزاده عزیز(نویسنده) هرکجا کم آوردین و کتابو بسیتن با خودتون می گین . . .نه ! نامردیه ! باید بریم کمک !!!!

  5. فهيمه در ۸۸/۰۲/۱۳ گفت:

    سلام من کتاب دا رو خوندم و واقعا میگم که عالی بود بی نظیر ….. حتما حتما هر طوری شده بخونیدش

  6. زهرا جعفرزاده در ۸۸/۰۳/۱۰ گفت:

    با سلام

    من آدم کتابخونی هستم ولی بخدا قسم هرگز توی زندگیم کتابی به این اندازه منو تحت تاثیر قرارنداد.آخرین کتاب حرفه ای که خوندم کتاب کوری بود که واقعا نوبلی که به خاطرش گرفته نوش جون آقای سارماگو. ولی دا غیر قابل مقایسه است با تمام کتابهایی که تا حالا خوندم. به تمام کتاب خونهای عزیز واقعا توصیه میکنم که تحت هر شرایطی این کتابو بخونن. خصوصا از صفحه ۲۰۰ به بعدو. من این کتابو در عرض ۲ روز خوندم الان ۱۰ روزیکه تمومش کردم ولی شبانه روز دارم بهش فکر میکنم دنیای ما با دنیای انها خیلی فرق داره. از این بعد وقتی اسم خرمشهر بیاد یادانسانهایی خواهم افتاد که فرشته اند اشتباهی رو زمین هستند.
    یا حق.

  7. مسعود احمدي پور در ۸۸/۰۳/۲۳ گفت:

    ینام خدا
    خدمت سرکار حانم حسینی
    با سلام وخسته نباشید راستش من منولد ۴۱ هستم در همان حال و هوای شما
    از کتاب شما و خاطرات شما وافعا ابراز خرستدی کردم همراه تمامی مصائب شما با خواندن هر سطر جلو فرزتدانم گریستم دلم لرزید و به شما آفرین گفتم آفرین به شیرزنانی مثل شما من ساکن اهواز هستم در اولین فرصت مبرم خرمشهر (جنت آباد )برا اظهار ارادت به پدر وبرادر بزرگوارت انشاالله خداوند روحشان را به جدشان مجشور بدارد . هر سطری از ماجرای عدم دسترسی به برادرت تا زمان شهادت ایشان برای من دردآور بود شما براستی زینب زماته هستید
    از اینکه ابرانیم و خواهرانی مثل شما دارم افتحار میکنم همجنین افتخار میکنم که خدا به من توفیق داد متوانم کتابت را بخونم
    امیدوارم ریر سایه حق تعالی با همسر محترمتان (حبیب آقا) سالیان زیاد رندگی شیرینی داشته باشد

    برادر شما

  8. فاطمه در ۸۸/۰۵/۲۴ گفت:

    واقعا کتاب فوق العاده ایه. تا الان حدود ۲۰۰صفحشو خوندم .اولش با خودم گفتم اوه ۸۰۰صفحه. کی می خواد بخونه.ولی حالا واقعا نمی فهمم کی یه صفحه تموم می شه. اونقدر که تو کتاب غرق می شی. اونقدر واقعیه که احساس می کنید خودتون همه این کارا رو انجام دادین. جنگ از یه دید دیگه. اونوقته که می فهمید الان تو چه نعمتی دارید زندگی می کنید و خودتون خبر ندارید.تو این کتاب لحظات دلهره و ترس واقعا احساس می شه . واقعا استرس و تشویش رو احساس می کنید.انگار جنگ رو با تمام وجود حس می کنید. توصیه می کنم حتما این کتاب رو بخونین. دیدتون به زندگی عوض میشه و قدر خیلی چیزهایی رو که دارین اما نمی بینینشون رو بهتر می دونید. یه چیزهایی مثل آرامش، پدر، مادر، خانواده، یه سقف امن و خیلی چیزهای دیگه که اهمیتش برای هر کسی می تونه متفاوت باشه. موفق باشید.

  9. زهرا در ۸۸/۰۶/۱۱ گفت:

    سلام خانوم حسینی من خیلی دلم میخواد کتاب شما را بخونم اما نمیتونم اون رو خریداری کنم لطفا اگه ازطریق اینترنت میشه مطاله کرد برام ادرسشو بنویسید ممنون

  10. منصوره کرمی در ۸۸/۰۶/۲۰ گفت:

    به نظر من هر چقدر هم دستمون تنگ باشه، ولی ارزششو داره که این کتابو بخریم… اصلا ارزشش فراتر از این حرف هاست… خدای من… محشره

  11. نسیم در ۸۸/۰۶/۳۱ گفت:

    من قبل از اینکه این کتاب رو بخونم اعتقادی به شهید و این حرفا نداشتم اما الان واقعن ارزو دارم شهید شم. اگه میخای ادرس بده برات ÷ست کنم جدی میگم

  12. محمد در ۸۸/۰۹/۰۱ گفت:

    من امروز کتاب رو تموم کردم.موقع خرید گفتم ۱۲ هزار تومنه و ۸۰۰ صفحس. ارزش داره بخرمش؟
    ولی الان میگم اگه ۱۲۰۰۰۰ تومن بود و ۸۰۰۰ صفحه بازم می خریدمش.

  13. مژده در ۸۸/۱۲/۱۸ گفت:

    منهم فعلا ۲۰۰ صفحشو خوندم ولی ازخودم بدم میادچون دارم جوری زندگی میکنم که ازمرگ از عدم ونیستی بدتره ازداشته هام هیچی روندیدم وفقط به نداشته ها فکر میکنم خیلی بحالش غبطه میخورم خیلی واز خودم بدم میاد….اگه تا اخرش روبخونم…..؟!

  14. رها در ۸۹/۰۲/۱۴ گفت:

    باسلام اول میخواستم بگم اگه میخواهید دیدتون نسبت به جنگ زن خرمشهر شجاعت صبوری امنیت وخیلی چیزهای دیگه رنگ واقعیت به خودش بگیره حتما این کتابو بخونید.من دو سه روزه این کتابو تموم کردم .باورکنید بعد از خوندش مریض شدم وهنوز حالم روبه راه نشده.باورم نمی شه مردم خرمشهر دراون۳۵روز مقاومت اونهمه تنها وغریب ومظلوم رها شده بودند.خطاب به بانوی صبر ایران خانم حسینی باید بگم شما از معدود زنانی هستید که میتوانید ادعا کنید پیرو واقعی حضرت زینب (س)هستید.وگر نه ما که….در مورد قیمت کتاب هم باید بگم هر کدوم از ما اگه بخواهیم بابت لباس و کفش و وسیله خونه وهزار تا چیز دیگه که ممکنه خریدنش هیچ ضرورتی هم نداشته باشه پول بدیم اصلا ناراحت نیستیم .از زیر سنگ هم که شده پولو جور می کنیم اما نمی دونم چرا وقتی به خرید کتاب که می رسه … بگذریم توصیه میکنم اگه شده چند نفری پول بذارید و این کتابو بخرید.با آرزوی سلامتی برای خانم حسینی عزیز وهمه اونایی که برای انتشار این کتاب زحمت کشیدن.

  15. بی اسم در ۸۹/۰۲/۳۰ گفت:

    واقعا عجیبه!!!!
    من نمی خام ارزش این کتاب رو پایین بیارم اما باید بگم این کتاب زیادی گرونه!!!!راستش اگه می خایم فرهنگ جنگ و اعتقادات پابرجا بمونه باید زمینه رو هم فراهم کرد دیگه…این کتاب با این قیمت واسه منی که خیلی دوس داشتم بخونمش زیاده…قبول کنین آدمای از جنس من زیاد بودن و هستن که اومدن سراغ این کتاب ولی بخاطر قیمتش قیدشو زدن!!!!
    ضمنا سوتفاهم نشه من منکر زحمات و شأن خانم حسینی نمیشم یعنی عددی نیستم و به ایشون هم فوق العاده ارادت دارم..
    (آدرس ایمیلم الکیه …!)

  16. رضا در ۸۹/۰۳/۰۷ گفت:

    سلام من سه گانه نیویورک پل استر، کوری ساراماگو، و مرگ در آند از بارگاس یوسا رو خوندم. اینا از لحاظ سبک متفاوت هستند. ولی همه تأثیرگزار…
    ولی به جرأت میگم کتابی که بشدت من رو تکون داد، کتاب دا بود…
    کتابی عجیب…

  17. سيده مريم حسيني در ۸۹/۰۳/۰۷ گفت:

    سلام بر همه ی شیر زنان دلاور خطه ی ایران زمین بخصوص خانم سیده زهرا حسینی

    با خواندن کتاب دا بیش از بیش از خودم واینکه همیشه حالت أدمهای طلبکار از انقلاب وجنک راداشتم شرمنده هستم
    ودر مقابل جنین انسانهای بزرکی سر تعظیم فرود می اورم .

  18. مینو در ۸۹/۰۳/۰۸ گفت:

    سلام
    خوشحالم از اینکه می بینم آدمهای زیادی هستند که مثل من با خوندن “دا” دنیاشون متحول شده . شاید به نظر قیمت کتاب بالا باشه اما واقعا ارزش خوندنشو داره . ۱۱ یا ۱۲ هزارتومن خیلی زود جبران میشه و مبلغی نیست که زندگی آدمو فلج کنه اما واقعا اگه این کتاب رو نخونین خیلی چیزا رو از دست دادین . این کتاب عین زندگیه تا به حال کتابی با این قدرت تاثیر گذاری نخونده بودم . به شدت توصیه میکنم بخونیدش.

  19. راضیه در ۸۹/۰۵/۰۳ گفت:

    سلام ، به نظر من حتی خواندن این کتاب شجاعت میخواد ، دل میخواد ، جسارت میخواد ، فرهنگ میخواهد و در آخر سعادت می خواد .

  20. فيروزه در ۸۹/۰۷/۲۲ گفت:

    کتاب عجیبیه … من سال های آخر جنگ اهواز بودم اما حالا ساکن اصفهان هستم، بعد از خوندن ” دا” خیلی دلم هوای خوزستان را کرده … هوای خرمشهر را
    کاش می تونستم مستقیم حتی برا چند دقیقه با خانم حسینی حرف بزنم … فکر کنم من هم دارم توی این دنیا و این زندگی روزمره گم می شم خانم حسینی اگر این را می خونی یک مطلب را هم برام بنویس …

دیدگاه خود را ارسال کنید