سرنوشت
«… حقیقتاً که سرنوشت معمولاً با ما اینگونه رفتار میکند، درست پشت سر ماست، درست در لحظهای که ما تازه شروع به گله کردن از سرنوشت خود کردهایم، او دستاش را برای کمک کردن به شانهی ما گذاشته است و همین برای ما کافی است.»
«… حقیقتاً که سرنوشت معمولاً با ما اینگونه رفتار میکند، درست پشت سر ماست، درست در لحظهای که ما تازه شروع به گله کردن از سرنوشت خود کردهایم، او دستاش را برای کمک کردن به شانهی ما گذاشته است و همین برای ما کافی است.»
اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۰ ق.ظ
ولی ما معمولا در این فرصت های بدست آمده حواسمان جای دیگری است…
Reply
چهار ستاره مانده به صبح Reply:
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۷ ب.ظ
درسته. یادمون میره هی
Reply
اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۱ ق.ظ
واقعا معمولا اینطوریه رویا؟؟؟؟؟؟
Reply
چهار ستاره مانده به صبح Reply:
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۷ ب.ظ
به نظر من درسته
Reply
اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۰ ب.ظ
سلام خانوم ستاره بارون
خوبیییییییییی؟
مرسیییییییی از دعای قشنگت و کامنتت که بهم انرژی داد هوارتا….
این جمله که از این کتاب انتخابت کردی چقدر قشنگ بود رویا جونم! کلی خوشمان آمد !!!!
تنکیو !
Reply
چهار ستاره مانده به صبح Reply:
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۸ ب.ظ
خواهش میکنم رفیق. قابل شما رو نداشت. خیلی مخلصیم
Reply
اردیبهشت ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۷:۰۴ ب.ظ
گاهی هم با مشتی گره کرده
تا توی دماغم بکوبد و یادم بیاندازد همیشه بدتر از این هم می شود
Reply
چهار ستاره مانده به صبح Reply:
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۸ ب.ظ
صورتت رو بیار جلو، بکوبم مشت محکم رو
Reply
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۸:۳۱ ق.ظ
کاش میشد از سر نوشتش
Reply
چهار ستاره مانده به صبح Reply:
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۸ ب.ظ
ولی بهترین نسخهاش همینه که نوشتن. خیالت تخت
Reply