«… حقیقتاً که سرنوشت معمولاً با ما اینگونه رفتار میکند، درست پشت سر ماست، درست در لحظهای که ما تازه شروع به گله کردن از سرنوشت خود کردهایم، او دستاش را برای کمک کردن به شانهی ما گذاشته است و همین برای ما کافی است.»
۱۰ دیدگاه نوشته شده است! »
چنین گذشت بر من
- شهریور ۱۳۸۹
- مرداد ۱۳۸۹
- تیر ۱۳۸۹
- خرداد ۱۳۸۹
- اردیبهشت ۱۳۸۹
- فروردین ۱۳۸۹
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آذر ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- خرداد ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- اسفند ۱۳۸۶
- بهمن ۱۳۸۶
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
روی خط کتابخوانی
- شمس لنگرودی "شعر معاصر" و "مکتب های ادبی" درس میدهد
- رضا اميرخاني به سؤالهای خوانندگان «نفحات نفت» پاسخ میدهد
- اصول نقد ادبی منتشر شد
- بهنام لیلا، از یادداشتهای پراکندهی عباس عبدی با توضیح
- دربارهی رمان «بازماندهی روز» نوشتهی کازوئو ایشیگورو
- پیشنهاد مطالعه چند کتاب، یوسف انصاری
- موسسهي «همشهری» مجلههایش را بر روی اینترنت قرار داد
- جديدترين كتاب "يوسا" آبان منتشر می شود
- داستانی از "گي دو موپاسان " با ترجمه ی "ناصر نبوی"
- سيماي يزد در «شمايل تاريک کاخها»
همسایهها
- آینههای ناگهان
- از دریچهی ماه
- امیرحسین یزدانبُد
- باران تابستانی
- حسن فرهنگی
- حسین نوروزی
- حمید ابراهیمی
- خانهای از شن و مه
- خیاط باشی
- دلنوشتهها
- دیر تش باد
- زندگی کوانتومی
- زهرا
- سفر زندگی یک خبرنگار
- سمیّه توحیدلو
- شبهای روشن
- شعبهی دوّم
- شعبهی سوّم
- شعبهی چهارم
- شیرین احمدنیا
- صیدقزلآلا در مدرسه
- علف هرزه
- علی شیروی
- علی هوشمند
- فلک را سقف بشکافیم
- لاهو
- محسن فرجی
- محمّد آقازاده
- مریم حسینیان
- مریم زهدی
- مسعود ملکیاری
- مهدی علاقهمند
- نون جیم
- وسپا
- پدرام رضاییزاده
- پرواز تا ناکجاآبادها
- چرخ و فلک
- کلبهی دنج
- کورش علیانی
- کویر
- کیان جوادی
- یادداشتهای یک دیوانه
- یاسر نوروزی
- یوسف علیخانی

مسعود در ۸۸/۰۲/۲۹ گفت:
ولی ما معمولا در این فرصت های بدست آمده حواسمان جای دیگری است…
Reply
چهار ستاره مانده به صبح Reply:
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۷ ب.ظ
درسته. یادمون میره هی
Reply
آینه های ناگهان در ۸۸/۰۲/۲۹ گفت:
واقعا معمولا اینطوریه رویا؟؟؟؟؟؟
Reply
چهار ستاره مانده به صبح Reply:
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۷ ب.ظ
به نظر من درسته
Reply
آوامین در ۸۸/۰۲/۲۹ گفت:
سلام خانوم ستاره بارون
خوبیییییییییی؟
مرسیییییییی از دعای قشنگت و کامنتت که بهم انرژی داد هوارتا….
این جمله که از این کتاب انتخابت کردی چقدر قشنگ بود رویا جونم! کلی خوشمان آمد !!!!
تنکیو !
Reply
چهار ستاره مانده به صبح Reply:
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۸ ب.ظ
خواهش میکنم رفیق. قابل شما رو نداشت. خیلی مخلصیم
Reply
نسیم در ۸۸/۰۲/۲۹ گفت:
گاهی هم با مشتی گره کرده
تا توی دماغم بکوبد و یادم بیاندازد همیشه بدتر از این هم می شود
Reply
چهار ستاره مانده به صبح Reply:
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۸ ب.ظ
صورتت رو بیار جلو، بکوبم مشت محکم رو
Reply
روانی در ۸۸/۰۲/۳۱ گفت:
کاش میشد از سر نوشتش
Reply
چهار ستاره مانده به صبح Reply:
اردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۲۸ ب.ظ
ولی بهترین نسخهاش همینه که نوشتن. خیالت تخت
Reply