چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

تلفن کنترل بود
و ما می‌دانستیم

حالا آنجا پرونده قطوری هست از داستان عاشقانه ما
از گفتگوهای تلفنی بی‌پروا
از سکوت‌های پر از شاید و امّا

شاید یک روز به جرم حرف‌های غیر عاشقانه بازداشتم کنند
و پرونده رسوایی عاشقانه‌ام را بگذارند روی میز
من هیچ چیز را انکار نمی‌کنم
نه دلتنگی‌های تو را
نه نفس‌ زدن‌های خودم را
فقط می‌گویم ببخشید آقای قاضی!
ممکن است یک نسخه از این داستان عاشقانه
که لای این پوشه‌های خاکستری گیر کرده به خودم بدهید؟
این زندگی من است
روایت مستند سال‌هایی که بی‌پروا حرف‌های عاشقانه زدم
و تلفن کنترل بود

«معصومه ناصری»

۲۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. پامج در ۸۸/۰۴/۱۹ گفت:

    زیاد خودت رو نگران نکن
    مطمئنا تبریه می‌شی

    فقط زیرچشم‌های قاضی محترم گویای عمق رابطه عاشقانه شماست.

  2. فربد در ۸۸/۰۴/۱۹ گفت:

    عشق وجود نداره فقط نیازه کسی رو فریب ندیم

  3. تارا در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    واقعاً؟

  4. يلدا در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    خووبه منم از همین می ترسیدم . باز خووبه یه داستان لطیفی هم به همراه داره

  5. arsham در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    وای چقدر زیبا بود .تنمو سوراخ کرد.می دونین این روزها خیلی من از بچه ها می شنوم که می گن به ایرانی بودنم افتخار کردم. اما من می گم این روزها به انسان بودنم و انسانیت افتخار می کنم. معصومه خیلی زیبا و بد جور واقعی بود.

  6. Arash در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    Dear Masoomeh, It is a meaningful writing. I am sure the ultimate justice will give everybody a copy of their file

    .

  7. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    Dear Arash, I’m not Masoumeh. I quoted this poem. but, I agree with you

  8. ریاض در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    چه عاشقانه!
    چه با صفا!

  9. حسن در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    خیلی قشنگ بود

  10. جواد در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    سلام
    فقط خواستم یه چیزیو یادآوری کنم اگه درست یادم مونده باشه که شک دارم خدا توی سوره انعام میگه که این من هستم که مهر کسی رو به دل دیگری می اندازم ! البته چیزی که شما اونجا میخونید خطاب به پیغمبره که میگه ما بودیم که دلهای شما رو باهم مهربان کردیم که اگر به خود شما بود هرگز نمیتونستین ( یه چیزی شبیه به این)
    بنابراین عشق یه هدیه الهیه و مقدسه
    عشق احساسی است که در اون حالت شما دیگری رو به خودت ترجیج میدی , در همه چیز یجور فداکاری مادام العمر
    اگه اینطوره…. مبارکته

  11. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    من شعر رو نقل کردم. فقط همین. منتها ممنونم بابت این یادآوری خوب. دوست داشتم. مرسی

  12. پرنده آبي در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    خیلی زیبا و قشنگ. در واقع عالی بود. انتخابتون خیلی زیبا بود. بی تعارف،‌ نوشته ای به این قشنگی تا حالا نخوندم.

  13. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    من هم با شما موافقم. شعر زیبایی بود. تبریک به خانوم ناصری عزیز

  14. تارا در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    و ببخشید آقای قاضی،
    من به رسوایی های عاشقانه ام
    مفتخرم…

  15. sara در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    خیلی قشنگ بود.

  16. امیر در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    :))

  17. فربد در ۸۸/۰۴/۲۰ گفت:

    filme sheltering sky ro age dide bashi javabe soalete asare bertoulochi

  18. محمد امین عابدین در ۸۸/۰۴/۲۱ گفت:

    این نوع کارها را بسیار دوست دارم چرا که به جهان سینما پهلو می زند.

  19. امیرمسعود در ۸۸/۰۴/۲۲ گفت:

    فوق العاده بود…

  20. نیلوفر در ۸۸/۰۴/۲۴ گفت:

    خیلی قشنگ بود، یعنی..عالی بود، فوق العاده…

  21. نام در ۸۸/۰۴/۲۵ گفت:

    سلام، تو فقط شعر رو نقل نکردی. خیلی زیبا ویرایشش هم کردی. این شعر با شکلی که اینجا هست، خیلی بیشتر به دل من نشست. مرسی 🙂

  22. چهار ستاره مانده به صبح در ۸۸/۰۴/۲۶ گفت:

    ممنونم از محبت شما. شرمنده می‌کنین 🙂

دیدگاه خود را ارسال کنید