چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

«تهران. شاهانِ یک قرن پیش روی‌هم‌رفته پذیراتر و قانع‌تر بودند؛ یک‌ روز صبح زود، بعد از آن‌که روی دستِ وزیری بی‌طاقت و آداب‌دان استعفا می‌کردند، کاخ را در کالسکه‌ای بزرگ و سیاه‌رنگ ترک می‌گفتند. حاکمان از امروز ترسوتر بودند؟ کمتر به قدرت می‌چسبیدند؟ به نفرت بیش‌تر حساسیت داشتند؟ یا نه، تن‌ها سلاح‌شان کمتر بود؟ به‌هرحال قاعده این بود که وقتی مردم به خیابان‌ها می‌ریختند حکومت به‌سرعت سقوط می‌کرد.

امروز این احساسات برای ساقط کردن حکومت‌ها کافی نیست. باید سلاح و ستاد و سازمان و آمادگی داشت.»

به نقل از کتاب “ایرانی‌ها چه رؤیایی در سر دارند؟” نوشته‌ی میشل فوکو (Michel Foucault) ترجمه‌‌ی حسین معصومی همدانی. تهران: نشر هرمس. چاپ چهارم ۱۳۸۶، ۶۶ صفحه، ۷۰۰ تومان.

+ مرتبط؛ این و این و این + دانلود فایل پی‌دی‌اف و goodreads

۲ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. محمد تهرانی در ۸۸/۰۶/۰۲ گفت:

    چه بلاگ پر محتوایی دارید
    تبریک
    خوشحال میشم نظراتتون را راجع به بلاگم بدونم
    البته شاید اینطور باشه به قول این نویسنده

  2. سایه در ۸۸/۰۶/۰۳ گفت:

    خودش خواست…

    منم براش کامنتاشو به نام خودش می نویسم!

دیدگاه خود را ارسال کنید