چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

۷ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. Neli در ۸۸/۰۷/۲۷ گفت:

    اینجا چقدر عوض شده!!! من از گودر دنبال میکردمت اما امرمز اومدم دیدم اووووووووووه!!
    به نظرم صورتی‌اش قشنگ تر بود

  2. مسعود در ۸۸/۰۷/۲۷ گفت:

    کاش آرزوی دور دستی نباشد این…

  3. لاله در ۸۸/۰۷/۲۸ گفت:

    man to ro gom kadam

  4. شادی رمضانی در ۸۸/۰۷/۳۰ گفت:

    سلام
    وقت شما به خیر
    کمک بزرگی به من کردید اگر این پرسش نامه رو که برای پایان نامه ام با موضوع زنان طراحی کردم،پاسخ بدین.
    لطف تون رو فراموش نمی کنم.
    http://www.cyberwomen.ir/portal/form.html

  5. ماه گیر پیر در ۸۸/۰۸/۰۱ گفت:

    کتاب بخواند، بنویسد و فکر کند کتاب بخواند، بنویسد و فکر کند کتاب بخواند، بنویسد و فکر کند کتاب بخواند، بنویسد و فکر کند

  6. تاراز در ۸۸/۰۸/۰۵ گفت:

    سلام دکتر
    مطالب جالبی در این روزها ازت می خوانم.قلمت پرتوان….از نوشته های قبلیت چیزی نمی نویسی داستانکی شعری…
    اصلن خوبی مثلا اومدم چاق سلامتی…..راستی نکنه مردی زبونم لال …خوبی؟

  7. sara در ۸۸/۰۸/۰۷ گفت:

    نوشته ی خوبی بود…کاش همه می توانستند از آنچه جامعه تحمیل می کند بگریزند….
    اینهمه ننوشتن از شما بعید است!

دیدگاه خود را ارسال کنید