چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

۳ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. sara در ۸۹/۰۲/۲۹ گفت:

    منم که مورچه هستم بی زورم خب

  2. matin در ۸۹/۰۲/۲۹ گفت:

    با مزه بود… و البته یه غمی هم توش بود…

  3. آوامین در ۸۹/۰۲/۲۹ گفت:

    من هم از مورچه کمترم هم از آقای عباس صفاری ! 🙁
    فکر کن !برم بمیرم واسه خودم دیگه رسما !
    خووبی رویا ؟
    لازم به ذکره که همین جا اعلام کنم تو هم خوشگل منی !!!
    بوس بوس

دیدگاه خود را ارسال کنید