چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

چقدر پیوستن به کپی‌رایت می‌تواند آشفتگی در بازار ترجمه را سامان بدهد؟

ضمن این که به کپی‌رایت معتقدم فکر می‌کنم در موارد زیادی «افه آمدن» است. کپی رایت یک کمک‌هایی می‌کند نظیر همراه آمدن سی‌دی کتاب یا بهبود کیفیت چاپ و مانند آن، اما مصیبتی که ما داریم تفاوت ارز ما با آنهاست. شما هزار تومان ایرانی را بدهید یک دلار می‌گیرید که در خارج به شما نوشابه می‌دهند، اما آن خارجی با یک دلارش غذای خوب در ایران می‌خرد. تا این همه تفاوت نرخ ارز در خارج و داخل است کپی رایت فایده‌ای ندارد. اگر یک ناشر خارجی بگوید من هزار دلار بابت این کتاب می‌خواهد یعنی یک میلیون تومان ما که در این صورت ناشر از حق‌التالیف مترجم کم خواهد کرد در حالی که وقتی ناشران خارجی بخواهند با هم مبادله ارزی کنند تفاوت پوند و یورو و دلار این همه نیست.

کپی‌رایت در ایران بیشتر حالت پرستیژ اجتماعی پیدا کرده است، اما مشکلی از ما حل نمی‌کند چون مترجم بی‌سواد و ناشر بی‌دقت سرجایش نشسته است.

در شرایط فعلی ناشر می‌رود یک کتاب را از خارج می‌آورد بدون هیچ تعهدی هر قسمتی‌اش را خواست ترجمه می‌کند و به بازار می‌فرستد، اما وقتی تعهدی داشته باشد در چاپ و ترجمه دقت می‌کند تا سرمایه‌گذاری‌اش برگشت داشته باشد.

درست است که در این صورت ناشر حق و حقوق مولف آن سوی آب را می‌دهد و به دنبال مترجمی می‌رود که نخواهد پول درست و حسابی بهش بدهد و بازهم این وضعیت آشفته ادامه پیدا می‌کند. شما به مساله تفاوت نرخ ارز باید توجه داشته باشید. در آنجا طبق قانون با ۳۶ ماه حقوق می‌شود یک خانه خرید، اما در اینجا اگر من پوست ببر به خودم ببندم، با آبشش ماهی تنفس کنم و بالای درخت زندگی کنم و کل حقوق ۳۶ ماهه‌ام را جمع کنم یک خودرو نمی‌توانم بخرم! باید این سمت قضیه را هم باید ببینیم. کپی‌رایت پیشکش ما، بگذارید اول داخل را درست کنیم. همین جا کتاب‌های خوب را با وسواس انتخاب کنیم، «مترجم My eyes don’t drink water با اشراف به کارش ترجمه کند. ما فعلا داریم از مترجمانی استفاده می‌کنیم که چشمم آب نمی‌خورد را ترجمه می‌کنند.*

۳ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. از گودر در ۸۹/۰۳/۱۹ گفت:

    این اظهار سریع نظر چیز جالب و بدردبخوری است

  2. دمادم در ۸۹/۰۳/۲۲ گفت:

    گذشته از تمام این حرف هایی که شما گفتید و به درستی هم اشاره داشته اید. اگر ایران به کپی رایت بپیوندد وضعیت نویسندگان وطنی هم خیلی فرق خواهد نمودو اصلا دیگر نویسندگی نه کاری که آدم باید از جان و مالش بگذرد ، بلکه تبدیل به حرفه ای می شود که کار هر کسی نخواهد بود و وضعیت کتاب هم تغییر خواهد کرد و خیلی تغییرهای دیگر.
    اما ما همچنان کتاب های خارجی را می دزدیم و ترجمه می کنیم و کتاب های داخلی مان را هم ارزش جندانی برایشان قائل نمی شویم.

  3. Hermon Viano در ۸۹/۰۳/۲۴ گفت:

    گذشته از تمام این حرف هایی که شما گفتید و به درستی هم اشاره داشته اید. اگر ایران به کپی رایت بپیوندد وضعیت نویسندگان وطنی هم خیلی فرق خواهد نمودو اصلا دیگر نویسندگی نه کاری که آدم باید از جان و مالش بگذرد ، بلکه تبدیل به حرفه ای می شود که کار هر کسی نخواهد بود و وضعیت کتاب هم تغییر خواهد کرد و خیلی تغییرهای دیگر.اما ما همچنان کتاب های خارجی را می دزدیم و ترجمه می کنیم و کتاب های داخلی مان را هم ارزش جندانی برایشان قائل نمی شویم.

دیدگاه خود را ارسال کنید