چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

از دومیّن نمایش‌گاه تخصصی دکوراسیون معماری داخلی و خارجی برمی‌گردم با کلّی غیظ. چرا؟ خیال می‌کردم الان که برویم آن‌جا مبل و کاناپه‌ی خوش‌گل می‌بینیم با شمع‌های معطر رنگی یا میزهای عجیب و غریب و قاب‌های کوچک و بزرگ. چی بود پس؟ پانزده، شانزده‌تا عکسِ درهمِ شلوغ از کابینت‌های آشپزخانه و یکی، دو تا هم اتاق نشیمن و پذیرایی. که اگر آدم توی راسته‌ی سهرودی یا ولی‌عصر قدم می‌زد بهترشان را می‌دید با خود جنس نه این عکس‌های زرداندودِ هیچ‌جایش نه‌معلوم. حالا نمی‌خواهم خون خودم را کثیف کنم و زیادی حرص و جوش بخورم چون در عوضِ این ضدّحال، یک مجموعه‌ی کامل از کاکتوس‌جات را دیدم در هم‌آن فرهنگ‌سرای سرو که به نوبه‌ی خودش موردپسندم بود.

۱ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. شازده خانوم در ۸۹/۰۴/۰۱ گفت:

    ببین از این بنده خداها چقدر پول غرفه گرفته بودند که واسه تبلیغ جنساشون از پوستر استفاده کردند.

دیدگاه خود را ارسال کنید