چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

۱ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. هدهد در ۸۹/۰۷/۰۵ گفت:

    سلام خوبی؟
    خوشحالم که بهتریم. وقتی تلفنت همش خاموش بود فهمیدم حالت خوب نیست. چند بار هم زنگ زدم خونتون اما هیچکی جواب نداد. باز هم خدار را شکر.
    فکر می کنم همه ما ایرانیها روزی یکبار افسرده میشیم . پنجشنبه که دلم خیلی گرفته بود به همراه اضطراب به فرشته اس دادم که دلم خیلی گرفته اون جواب داد: ما بیشتر. به همکارم گفتم دلم خیلی گرفته گفت من هم. گفتم تو که از صبح شاد میزنی گفت: نه بابا حفظ ظاهر است. خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است.
    ما مردم غمگینی هستیم. یاد نگرفتیم شاد باشیم.
    دیروز و امروز هم بهت زنگ زدم اما خاموشه.
    امیدوارم همیشه شاد باشیم.
    حاجی رو
    دعا کن سید!
    دلتنگ دیدارت!

دیدگاه خود را ارسال کنید