چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

«ظن معقول، ترسناک بود. نه ترسی که از ادبیات می‌آمد؛ ترس ادبیات و سینما جدی نبود. ترس واقعی در تعریف نمی‌آید. در ترس نمی‌توان خردمند بود. ترس همواره در دورِ فاسد خودش وجود دارد. ترس هجوی است که از یک واقعیّت بی‌شکل، و بی‌حجم. ضرب و صدایش را خودمان می‌سازیم، شکلش را ناشیانه ترسیم می‌کنیم که ترسناک‌تر می‌شود. نمی‌دانیم در وجودمان می‌آید یا در چشم‌های بسته‌ی پر از نگاه‌مان.»

مسعود کیمیایی، صفحه‌ی ۶۰

دیدگاه خود را ارسال کنید