چهار ستاره مانده به صبح

شروع یک رؤیای نو

 درباره‌ی رُمان اُتاق حرف و حدیث زیاد است. من تازه ورژنِ آموتیِ کتاب را دست گرفته‌ام که بخوانم. از علی قانع هیچ کتابِ دیگری نخوانده‌ام، نه تألیف و نه ترجمه. از مترجمِ آن یکی ورژنِ کتاب هم چیزی نخوانده‌ام. محمّد جوادی را می‌گویم. افرازی‌ها می‌گویند کار خودشان درست است. آموتی‌ها هم لابُد از ترجمه‌ی خودشان دفاع می‌کنند. حکایت بقال است و ماست. در این میان،  یک نفرِ سوّم می‌گوید هر دو ترجمه اشکال دارد و اگر اصلاح نشود این کتاب باید برای بار سوّم ترجمه شود. گویا ترجمه‌ی بعدی هم در راه است.
بعد، یکی دیگر می‌گوید این رُمان برای خواننده‌ی فارسی‌زبان این‌قدر ارزش ندارد که بخواهد چند ترجمه از آن منتشر شود، گیرم جایزه هم زیاد بُرده باشد. چرا ارزش ندارد؟ برای این‌که کتاب برای خواننده ایرانی نوشته نشده است: داستان آن کاملاً برای ما بیگانه است. اثر، اقتباسی آزاد از یک رسوایی در اتریش است: رسوایی جوزف فریتزل که خانواده‌اش (مادر فرزند نوزادش) را هفت سال در اتاقی به مساحت ۱۱٫۵ متر حبس کرده بود. حالا داناهیو آمده و از دید فرزند همین داستان را می‌گوید: پسری پنج ساله داستان را شروع می‌کند و در فصل پنج کتاب، گام‌به‌گام از درون اتاق خارج شده و به ‌زندگی واقعی پیوند می‌خورد. واقعن؟ چه می‌دانم. کتاب را که بخوانم حتمن اظهارنظر می‌کنم. فعلن، خواستم خبر بدهم که آموتی‌ها برای کتاب‌شان جلسه‌ی نقد و بررسی گذاشته‌اند. همین پنج‌شنبه، ساعت پنج. کجا؟ زیر پل کریمخان زند، نبش ایرانشهر به طرف غرب، شماره ۱۷۰ (۱۷۸ قدیم) طبقه دوم. شقایق قندهاری (مترجم)، پروانه زاغ‌زیان (داستان‌نویس و منتقد) و علی قانع درباره‌ی کتاب حرف خواهند زد.

۳ دیدگاه نوشته شده است! »

  1. شين در ۹۰/۱۱/۰۸ گفت:

    برای کسانی که منتظر چاپ این کتاب بودند واقعا متاسفم
    از نشر آموت که بهتر است حرفی نزنم چون مترجم خودش هم نفهمیده داستان از چه قرار است. وقتی به راحتی در صفحه دوم کتاب می نویسد، نقاشی فلان روی در حمام است، یعنی هنوز نمی داند این اتاق فقط یک اتاق است و حمامی ندارد که دری داشته باشد. اما نشر افراز، اوضاعش از اموت بهتر است اما گند زده است به ترجمه و مترجمی و رمان.. ره صفحه اش لااقل ۵-۶ غلط ترجمه ای دارد، از اشتباه چشمی در دیدن کلمات گرفته تا ترجمه غلط لغت و جمله و آخر هم ترجمه اصطلاحات و ضرب المثل ها.کدام کودک پنج ساله ای می تواند از پشت کامیون پایین بپرد؟؟؟ وقتی لغت ساده pickup truck‌ به معنی وانت باری ، کامیون ترجمه شده است چه توقعی از این مترجم است که صدها اصطلاح زبان انگلیسی را ترجه لفظ به لفظ نکرده باشد؟
    هر دو ترجمه صرفا دو کار بازاری هستند و مرا به گریه انداختند.

  2. چهار ستاره مانده به صبح در ۹۰/۱۱/۲۴ گفت:

    دوست عزیز، شین
    از اظهارنظرتان ممنونم.

  3. محمد در ۹۰/۱۲/۲۰ گفت:

    کاری به نوع ترجمه ی کتاب ها ندارم. فقط خواستم بگم این آقا یا خانم شین اول باید چه جور انتقادکردن رو یاد بگیرن بعد صحبت کنن. من کتاب آموت را نخواندم ولی افراز رو خوندم و خودم هم مترجم هستم. ترجمه ی بدی نداره. البته منکر بعضی ایرادهای ترجمه ای نمی شوم ولی این طورها هم که ایشان می گویند نیست. در مورد pickup truck‌ هم حرف ایشون درسته اما بنظرتون بچه ای که لای قالیچه پیچیده شده باشه اگه پشت وانت باشه تابلو نیست و نظر هیچکس رو جلب نمی کنه. منظور از کامیون می تونه کامیونت های کوچیک باشه، مثل کامیونت های ۵ تن که یه کم بزرگ تر از وانت نیسانه و شاسی های کوتاهتری داره.
    بجای کوبیدن همدیگه راه درست انتقادکردنو یاد بگیریم.

دیدگاه خود را ارسال کنید